كاغذ كشميرى براى مسوّدات باشد اعلام نمايند تا بنده از كشمير مسوّدهء تفسير خود فرستد كه نقوش آن از كاغذ بشستن چنان مىرود كه هيچ اثرى از سياهى نماند ، چنانچه تجربه كرده باشند و السلام عليكم و الاكرام لديكم .
و چون به كشمير رفت رقعهء ديگر از آنجا فرستاده كه ختمى بود و نقل مسوّدهء آن اين است . عنوان :
خدّام كرام من هو مستغن عن المدايح و المناقب و المفاخر اعنى مولانا و بالفضل و لانا الشيخ عبد القادر ، فتح نمايند . قطعه :
از دوانى بداؤنى بيشك * در فنون فضيلت است فزون
پس دليل زيادت معنيش * كه بنايش به صورتست فزون
نياز نامههايى كه فرستاده مىشود هرچند كه در جواب آن بنابر عدم لياقت جواب خامهء بدايع نگار را تصديع نمىدهد ، اما بههرحال قلم اخلاص عرض بندگى بىاختيار جارى مىگردد ، اميد كه هرگاه كه در خسخانهء نواب فيّاضى در نيمروز تموز بر فرش حصير سردتر از هواى كشمير به تجرّع برف آب گرم مىبوده باشند و استماع نكات شريفه و مقالات لطيفه مىنموده باشند ياد اسير محنت حرمان خواهند كرد . بيت :
اى به بزم وصل حاضر غايبان را دستگير * زانكه دست حاضران از غايبان كوتاه نيست
عن الخلف الاعزّ الارشد الامجد الشيخ محيى الدين محمّد نيازمندى قبول فرمايند - و فقه الله سبحانه و تعالى لتحصيل العلوم الصّوريه و المعنويه بحرمة من سمّى بلقبه الشريف - قدّس سرّه اللطيف - و غالبا بنابر رعايت حقّ الجوار سخن سيادت مآبى ميران سيد قطب الدين در نانوشتن جواب نيازنامهء فقير مسموع مىدارند ، اما مىبايد كه نظر بر حق نفس الامرى كنند كه ظاهرا اين حق بر آن حق راجح باشد و ايضا اعتبار سر اظهار محبّت جناب ميران نكنند كه آن آخر ثباتى ندارد - و الله تعالى اعلم . ابيات اظهار مضمرى كه بر طرز جديد آصف خانى بندهء كمينه آنجا گفته مسوّدهء آن از فقير گم شده غالبا ملازمان از آن مسوّده نقلى گرفته بودند ، التماس آنكه نقل از نسخهء خود فرستند .
جواب اين رقعهء اخير ، هو . لمؤلّفه :
يا من به خيال وجهه ايناسى * شوقى لا يحمل فى القرطاس
كالشامخ لا يوزن بالقسطاس * و اللجة لا يقاس بالمقياس