و اين غزل نيز از خامهء درربار گوهر نثار ايشان است كه در بعضى اسفار به فقير نوشته بودند . غزل :
در دمى كين نامه مىكردم رقم * كان يجرى الدمع ممزوجا بدم
هر رقم كز خامهام ظاهر شدى * كاد يمحوا معنى ذاك الرقم
محو حرف اشتياق از لوح دل * ليس فى وسعى و قد جفّ القلم
در بلاى هجر حكمتها بود * ليتنى كوشفت عن تلك الحكم
صوفى از درياى اشكم نه محيط * ليس الا مثل رشف من ديم
الحاصل اوصاف تعريف و كمالات جناب شيخ چه حدّ من عاجز بىزبان است و آثار جميلهء او كه دامان بر ميان قيامت بسته است شاهد حال او بس است . در تاريخ دوازدهم ذيقعده سنهء ثلث و الف ( 1003 ) از حبس عالم قيد رسته طاير روح قدسى آشيان او به عالم اطلاق پرواز فرمود و « شيخ امم بود » تاريخ يافته شد . شعر :
سلام على الدنيا و طيب نعيمها * كأن لم يكن يعقوب فيها بجالس
شعر
در اين خرابه مجوره بهسوى گنج مراد * كه جاى محنت و رنج است اين خرابآباد
قضا نهاده بههر كامش از بلا دامى * كه پا نهاد درين دامگه كه سر ننهاد
سواد رفته كل ( ؟ ) نيست غير حرف رجا * ولى چهسود كه بىبهرهايم ما ز سواد
زمان عمر بسى اندكست غرّه مباش * كه تا نفس زدهاى عمر دادهاى بر باد
مولانا ميرزا سمرقندى
ملكى بود به صورت بشرى ، به زيارت حرمين الشريفين - زاد هما الله شرفا - مشرّف شده در عهد وكالت بيرمخان خانخانان به آگره تشريف داشته و خلايق از بركات انفاس نفيسهء او مستفيد مىشدند . فقير شرح شمسيه در منطق تصنيف امير سيّد محمّد كه خلف صدق انجب ارشد حضرت امير سيّد على همدانى - قدّس الله سرّه - است و اسلام در ديار كشمير بأسرها به يمن قدوم هدايت لزوم او رواج يافته و شايع شده پارهاى از شرح شمسيه و ساير مختصرات در ملازمت آن حسنهء زمان خوانده و اين حديث عالى سند كه قال النبى صلى الله عليه و سلم : من ترى غيره ثم قتله دمه هدر از زبان مبارك او شنيده