شيخ جلال و اصل كالپى وال
از خلفاى شيخ محمّد غوث است ، اوايل حال تحصيل كمال كرده و اواخر همه را فراموش گردانيده در ذوق سماع و وجد و حالت استغراق عظيم داشت و بندگان پادشاهى را نسبت به او حسنظنّى بود . بالجمله تصنّع در خلفاى شيخ غوث نسبت به خلفاى شيخ سليم كمتر بود هرچند در مقام تنافى و نفاقى يكديگر بودند و همان سخن امير المؤمنين على است - رضى الله عنه - كه هنگام استماع كريمهء :
وَ قالَتِ الْيَهُودُ لَيْسَتِ النَّصارى عَلى شَيْءٍ وَ قالَتِ النَّصارى لَيْسَتِ الْيَهُودُ عَلى شَيْءٍ
فرمود كه صدّقنا و الحمد لله كه اكنون از هردو طايفه اثرى نماند .
ملك محمود پيارو
به فضايل صورى از علم عربيّت و تفسير و حديث و جزييّات نظم و نثر فارسى و كمالات معنوى از صلاح و تقوا و ذوق و حالت آراسته است . اصل از ملوك ديار گجرات است ، پدر بزرگوار او ملك پيارو نام دارد ، از نهايت فصاحت و بلاغت دانش و حذاقت در مجالس بهشت آيين به شرف همزبانى خليفة الزمانى معزّز و مباهى بوده آن حضرت را از خود راضى ساخته از كمال رغبتى كه به خدمت اهل حق داشت چندگاهى حسب الحكم به امر جليل توليت روضهء متبرّكه حضرت قطب الاولياء الواصلين خواجه معين الدين سجزى چشتى - قدّس الله سرّه - موفّق و مأمور و منسوب بود باوجود اين همه تربيت و اعتماد و قرب منزلت از استيلاى محبت و غلبهء شوق و رابطهء باطنى كه به قطب فلك السياده و مركز دايرة السعادة مخدوم شاه عالم بخارى از اولاد محبوب العارفين و مطلوب السالكين مخدوم جهانيان بخارى - قدّس الله سرّه العزيز - داشت به وسايل و وسايط التماس رخصت مجاورت طواف آن آستان ملاك آشيان خواهىنخواهى نموده و چون در اين نيّت و اراده صادق بوده و از شائبهء ريا و غرض ظاهرى مبرّا ، لا جرم استدعاى او بعد از ردّوبدل بسيار به درجهء قبول موصول گرديد و در گوشهء قناعت و توكّل منزوى بود . در احمدآباد اكثر اوقات با بركات به مجاورى آن آستانه مصروف مىداشت تا آنكه از آن روضه به روضهء دار السلام انتقال فرمود و جامع اوراق در اجمير و