فتحپور شرف حضور موفور السرور او را دريافته اين مطلع از اوست كه ، بيت :
دارم دلى گردان كه من قبلهنما مىخوانمش * رو سوى ابرويش كند هرچند مىگردانمش
صدر جهان پهانى
پهانى ديهى است از توابع قنّوج . سيّدى فاضل خوشطبع است اكثر عمرش در اردو گذشته و كسب كمالات در ملازمت شيخ عبد النبى نموده و به سعى شيخ چندين سال مفتى ممالك محروسه بود . بعد از آنكه شكست طايفهء ايمّهء هند واقع شد او به زور خدمت و زمانهسازى و دنيادارى قاعدهء عزّت و احترام خود را نگاهداشت و چون همراه حكيم همام به ايلچيگرى نزد حاكم توران زمين رفته و بازگشته آمد به منصب صدارت سرفراز شد . در آن ايام كه در لاهور آوازهء فرستادن بقيّهء سلف بهجانب مكّهء معظّمه شايع شد و طومارى در آن باب نوشته بودند ، روزى مىگفت كه مىترسم كه مرا هم در اين جماعه نوشته باشند . ميرزا نظام الدين احمد كه صاحب آن طومار بود گفت شما را براى چه مىفرستند . پرسيد به چه دليل . گفت هرگز كلمة الحقّى نگفتهايد تا مستوجب اخراج شويد . باوجود طبع شعر و مناسبت به آن از آن وادى تايب است و اين مطلع از اوست .
بيت :
هر تار زلف يار خدايا بلا شود * و آنگه به هر بلا دل ما مبتلا شود
چنانچه در اين ايام از شعر وضوى توبه دارد ان شاء الله از بحث بىمزهء علمى و ريايى و خودنمايى و خودپسندى و لاف و گزاف كه درس خرافت هم لازم و ملزوم او شده بر توبه توفيق يابد .
شيخ يعقوب كشميرى
صوفى تخلّص ، مجمع فضايل و كمالات بود . خليفهء مخدومى اعظم شيخ حسين خوارزمى است - قدّس الله سرّه - به زيارت حرمين الشريفين مشرّف شده و سند حديث از شيخ ابن حجر داشته ، در لباس مشيخت سفر بسيار كرده و اكثرى از عظماى مشايخ عرب و عجم را ملازمت نموده و فوايد اندوخته و رخصت ارشاد و هدايت يافته و مريد بسيار چه در هند چه در كشمير و خانقاه دارد و صاحب تصانيف عليّهء رايقه است . خمسه