تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منتخب التواريخ ( فارسى ) — صفحة 91

مساهمون:

ص٩١
از آنجا كوچ نموده در عرض دوازده روزه به بلدهء ناگور رسيدند و حوض بزرگ آن شهر را بر امرا تقسيم نموده و حكم بركندن آن فرموده شكر تلاو نام نهادند . و در اين ايام چندرسين پسر مالديو حاكم ماروار به ملازمت رسيد و راى كليان مل راجهء بيكانير نيز با پسرش راى سنگه آمد ، دخترى پيشكش آورد تا داخل اهل حرم شد و پدر را رخصت بيكانيز داده پسر را همراه گرفتند و در راه شكار گورخر كه پيش از آن واقع نشده بود كرده به عزم زيارت قطب المشايخ كان نمك و گنج شكر و فريد عصر مخدوم شيخ فريد - قدس الله سره العزيز - جانب اجودهن مشهور به پتن نهضت فرمودند و ميرزا عزيز كوكه ملقب به اعظم خان كه جايگيردار آنجا بوده جشنى عظيم ساخته و تحف و هداياى لايقه پيشكش كرده و فى الواقع اين‌چنين ضيافت از كم كسى نشان مىدهند و اين تاريخ يافتند كه :
ميهمانان عزيزند شه و شهزاده
و از آنجا به لاهور آمده مهمان حسين قلى خان شدند و العود احمد خوانده از راه حصار فيروزه باز متوجه حضرت اجمير گشتند و از آنجا به كوچ متواتر به فتح‌پور نزول واقع شد و محب على خان پسر مير خليفه را كه از مدتى باز ترك سپاه‌گرى نموده منزوى شده بود ، به وسيلهء كوچ وى ناهيد بيگم كه مادرش را ميرزا عيسى ترخان حاكم تته در حبالهء خويش داشت تربيت كرده و علم و نقاره بخشيده و جايگير در ملتان داده و سعيد خان مغول حاكم ملتان را به كمك او نوشته و نبيرهء او مجاهد خان را كه بسيار شجاع و متهور بود همراه گردانيده به جهت گرفتن تته تعين نمودند . او به ملتان آمده و قريب به چهارصد سوار در جايگير خود نگاه داشته كس به سلطان محمّد حاكم بكر فرستادند كه چون خود بارها مىگفتند كه اگر فلانى اينجا بيايد هيچ حاجت به كمك ديگر نيست و تته را من متعهدم كه گرفته به او مىدهم و اين معنى به عرض هم رسيد و به اعتماد شما مرا به اين ملك نامزد ساخته‌اند و حالا وقت مدد است او در جواب درنوشت كه اگر به راه جيسلمير به تسخير سند متوجه مىشوند ، كمك به شما مىفرستم و از راه بكر نمىگذرم كه اعتماد ندارم و محب على خان و مجاهد خان به راه ديگر روان شدند و سلطان محمود تمامى لشكر خود را به مدافعه فرستاد و محب على به جنگ غالب آمد و بكريان در قلعهء مانيله
منتخب التواريخ ( فارسى ) — صفحة 91 | توفيق سبحانى / عبد القادر بن ملوك شاه بداونى