و در سلخ ماه مبارك رمضان اين سال رحلت شيخ اسليم چشتى فتحپورى كه از مشايخ عظام ديار هند و صاحب مقامات عالى است و شمهيى از احوال او در ذيل اين منتخب به طريق تذكره نوشته خواهد شد ، ان شاء الله تعالى ، از دار غرور فنا به دار سرور بقا واقع شد و يك تاريخ او و « شيخ هندى » و ديگر :
تاريخ وفات شيخ اسلام * شيخ حكما و شيخ حكّام
و در اين سال بر جامع منتخب واقعهء هايلهيى روى نمود و آن مجملا اين است كه چون كانت و گوله به جايگير محمّد حسين خان بود و فقير برحسب تقدير چندگاه در صحبت او مانده ، اسم صدارت آن صوبه و عهدهء خدمت فقرا داشت و به تقريب زيارت مزار فايض الانوار شيخ كبار بديع الحق و الدين شاه مدار - قدس الله سره العزيز - در مكنپور از توابع قنوج رسيد و چون آدمىزاد كه شير خام خورده به حسب سرشت مركب از غفلت جبلّى كه موجب ندامت و ظلم و جهل اصلى كه باعث جسارت و خسارت است و به ميراث از ابو البشر به ما رسيده ، ديدهء عقل را پوشيد و آن را عشق ناميد و به دام شهوت و آز گرفتار ساخت و سرنوشت گذشته پيش آمده تا بىادبى عجب به ناگاه در آن درگاه واقع شد و از آنجا كه هم غيرت و هم عنايت حق سبحانه عزّ شأنه بود ، مكافات آن جريمه و تنبيه بر آن خطيئه هم در دار دنيا ديد تا هم از قوم معشوق چندى را مسلط ساخت و نُه زخم شمشير پياپى از ايشان بر سر و دست و دوش خورد و همه پوست مال رفت ، مگر زخم سر كه استخوان را شكسته به مغز رسيد و تهى مغزى بار آورد و رگ انگشت بنصر چپ اندكى بريده شد و بىشعور افتاد و آن جهان را سير كرده آمد و به خير گذشت ، اميد كه در آن نشئه نيز عاقبت به خير باشد .
القصّه هرآنچه كرد گردون ز جفا * حق بايد گفت بود دون حق ما
شكرانهء نعمتش نمىكردم هيچ * تا لاجرمم فكند در رنج و بلا
و جرّاحى حاذق در قصبه بانگرمو پيدا شد و در عرض يك هفته زخمها فراهمى يافت و در آن رنجورى و بيمارى نذر كرد كه اگر از اين حالت صحت يابد حج اسلام بگزارد و آن وعده هنوز در توقف مانده است ، ان شاء الله تعالى قبل از حلول اجل و وقوع خلل در بنيان اصل به اين سعادت موفق گردد
وَ ما ذلِكَ عَلَى اللَّهِ بِعَزِيزٍ .