مردمان قطرهء اشكى كه فشاندند برو * گردد آن قطره در ناب و نثارش بادا
تا ابد مسكن او ذروهء علّيين باد * اين دعا از من و از روح امين آمين باد
و در اين سال عمارت مقبرهء دلپذير خلد نظير پادشاه غفران پناه در دهلى به كنار آب جون به اهتمام ميرك ميرزا غياث بعد از هشت نه سال به اتمام رسيد و آن عمارتى است كه ديدهء نظارگى در مطالعهء آن غير از حيرت بار نمىدهد .
و در روز پنجشنبه سوم ماه محرّم سنهء ثمان و سبعين و تسعمائة ( 978 ) طلوع كوكب سعادت و اقبال شاهزاده مراد در منزل شيخ سليم دست داد و در اين سال هم جشنى خسروانه چون جشن سابق ترتيب دادند و مولانا قاسم ارسلان قطعهيى گفته كه از هر مصراع تاريخ ولادت اين دو شاهزاده مىبرآيد اول از اول و ثانى از ثانى :
اولين شهزاده آن تابنده ماه * ماهوار از اوج عزت شد عيان
آن دوم فرزند اكبر پادشاه * آيتى نازل شده از آسمان
ايضا تاريخ ديگر هم به اين اسلوب :
ز نور پاك چو سلطان سليم شد نازل * لواى شاه مراد ابن اكبر عادل
و خواجه حسين مروى قطعهء هفت بيتى گفته كه از هر مصرع اول ولادت پادشاه زادهء اول و از ثانى ولادت شهزادهء ثانى مفهوم مىشود :
داد دو شهزاده به شاه اين سپهر * چهرهء آن هر دو به از آفتاب
اول ازو ثانى شاه جهان * ثانى ازو دلبر عالى جناب
و آن يكى از يمن به شاه سرير * مژده رسان بود به صد فتح باب
آن دگرى باعث امن و امان * مهر ز مه داده به او مهد خواب
مژده كه مولود شه از اول است * گفته ازو مصرع اولى جواب
از دومين مصرع ابيات هم * مولد شهزادهء ثانى بياب
باد مدام آن شه و شهزاده را * جاه سكندر ، فر افراسياب
و به تاريخ بيستم ربيع الآخر اين سال از فتحپور بعد از آنكه دوازده روز توقف نموده بودند از براى ايفاى نذر متوجه اجمير شدند و بر دور آن خطهء پاك قلعه طرح انداخته و عمارت عاليه به امراى عظام حكم شد و روز جمعه چهارم جمادى الآخر