تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منتخب التواريخ ( فارسى ) — صفحة 85

مساهمون:

ص٨٥
و شيخ امم شيخ يعقوب صيرفى كشميرى نيز قصيده‌يى به همين اسلوب گفت ، اما چه سود كه صله را ديگرى ربود و ديگرى اين تاريخ يافت : « درّ شاه‌وار لجهء اكبر » و ديگرى :
روى نمود از مطلع اقبال شاه كامياب
و روز جمعه دوازدهم شهر شعبان به موجب نذرى كه به جهت شكرانهء طلوع اين كوكب اقبال فرموده بودند از آگره پياده به جانب اجمير روان شدند و هر روز شش هفت كروه راه طىّ مىكردند و بعد اتمام مراسم زيارت مراجعت نموده در ماه رمضان مبارك ظاهر دهلى را معسكر ساختند و چند روزى به زيارت اولياء اللّه پرداخته و از آب جون گذشته شكارافكنان به دار الخلافت نزول فرمودند . و در اين سال ميرزا مقيم اصفهانى را با شخصى مير يعقوب نام كشميرى در فتح‌پور به تهمت رفض سياست فرمودند . مجملا آنكه اين ميرزا مقيم چندگاهى در لكهنو به ملازمت حسين خان بود و خان مرحوم از بس كه اعتقاد به سادات داشت با وى به لطف و رعايت پيش آمده وكيل سركار خويش ساخت . آخر برادران و خويشان خان خاطرنشان ساختند كه اين رافضى تند و غالى است و مزاجش از ميرزا انحراف تمام يافت و او در ملازمت پادشاهى آمده و رعايت يافته به وكالت نزد حسين خان حاكم كشمير نامزد شد . در همان ايام جمعى از غاليان رفضه قاضى حبيب را كه سنّى متعصّب بود به جهت تعصب زخمى ساخته بودند . اتفاقا قاضى مسطور هنوز زنده بود كه حسين خان كشميرى قاتل را به حكم مفتيان به سياست رسانيد و ميرزا مقيم باعث گشته مفتيان را به اين علت كه چرا به قتل آن شخص فتوى دادند ، هرچند از روى سياست هم باشد ، به شخصى متعصبى غليظ شديد سپرد تا سه چهارى را از ايشان به قتل رسانيد و چون او و مير يعقوب وكيل حسين خان دختر حسين خان را از كشمير به رسم پيشكش به درگاه آوردند و اين قضيه به عرض رسيد و اين هر دو شخص را به فتواى شيخ عبد النبى و ديگر علما كه عيال او بودند در ميدان فتح‌پور به جزاى اعمال شوم رسانيدند و نبذى از اين قضيه در تاريخ كشمير كه جامع اوراق منقّح ساخت سمت ارتسام يافته . و در اين سال پرگنهء لكهنو را از تغير حسين خان به مهدى قاسم خان كه از حج