سابقهء ايشان منظور داشتند و فوايد از ايشان ربوده بودند اين تاريخ يافتند كه :
چون خان زمان ازين جهان رفت به باد * بنياد فلك سراسر از پاى فتاد
تاريخ وفاتش از خرد جستم گفت * فرياد ز دست فلك بىبنياد
و جمعى ديگر نظر بر بغى اين جماعت كرده چنين گفته كه :
قتل دو نمك حرام بىدين
و اين تاريخ به يك عدد كم است و قايل آن قاسم ارسلان است و ديگرى گفته كه :
قتل على قلى و بهادر ز دور چرخ * جانا مپرس از من بيدل كه چون شده
جستم ز پير عقل چو سال وفاتشان * آهى ز دل كشيده و گفتا دو خون شده
و از جملهء اسيران مقتول آن معركه ميرزا خوشحال بيگ است كه فقير او را به مجلسى در لشكر مالوه همراه ادهم خان و پير محمّد خان ديده بودم ، الحق مظهر حسن صورت و سيرت بر وجه كمال بود و از دل اصلا نمىرود و تاريخ او چنين يافته شد كه :
خوشحال كه بود ديدهء اهل خرد * برگشت ز پادشاه از طالع بد
مقتول چو شد به صحبت خان زمان * تاريخ آمد كه گل رخ زيبا قد
و در اين سال علامهء عصر مير مرتضى شريفى شيرازى از اين سراى مجازى درگذشت و اولا در دهلى در جوار مرقد مير خسرو - عليه الرحمة - مدفون گشت و ثانيا چون صدر قاضى و شيخ الاسلام به عرض رسانيدند كه مير خسرو هندى است و سنّى و مير مرتضى عراقى است و رافضى در اينكه مير خسرو از صحبتش متأذّى خواهد بود هيچ شكى نيست .
روح را صحبت ناجنس عذابى است اليم
بنابر آن حكم فرمودند تا از آنجا كشيده به جاى ديگر دفن كردند و اين معنى حيف عظيم بر هر دو بود ، چنانچه مخفى نيست و شخصى تاريخ فوت ميرزا اين چنين يافته كه « علم از علما رفته » و ديگرى همين مادهء حروف را چنين بسته كه « علامه ز عالم رفت . »
و در اين سال يكى از آشنايان فقير شيخ ابو الفتح نامى برادر شيخ سعد الله ولد