تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منتخب التواريخ ( فارسى ) — صفحة 71

مساهمون:

ص٧١
مشهور و داماد قاضى فضيلت شيرشاهى كه او را قاضى فضيحت مىگفتند ، بود و با اين همه خالى از مطايبه و هزلى نبود ، انتخاب كرده به جاى قاضى طوايسى نصب كردند تا بعد از ده سال او نيز معزول شد و قاضى جلال الدين ملتانى منصوب گشت چنانچه به جاى خود به تفصيل مذكور شود ، ان شاء الله تعالى .
منه پا منصبى را در ميانه * كه نصب و عزل را گردى نشانه
و در اين اثنا خان خانان كه قبل از اين فرمان طلب به نام او صادر شده بود از آگره به ملازمت رسيد و تمامى جايگيرهاى بهادر خان و خان زمان را از جونپور و بنارس تا غازىپور و قلعهء چنار و زمانيه تا گذر آب جوسه به او داده و خلعت و اسب بخشيده به آن جانب رخصت فرمود به تاريخ ذى حجهء سنهء مذكور در عين بشكال روان شدند و در محرم سنهء خمس و سبعين و تسعمائة ( 975 ) به پاىتخت نزول فرمودند . و در اين حال محمّد قلى خان برلاس و مظفر خان و جماعتى كه بر سر سكندر اوزبك در اوده تعين شده بودند او را در آن قلعه محاصره نموده هر روز جنگ داشتند . او چون خبر قتل خان زمان و بهادر خان بشنيد ، دل به باد داد . اول سخن صلح به امرا در ميان آورد و ايشان را فريب داده و در كشتى نشسته آن طرف آب سرو گذشت و باز مقدمات آشتى مذكور ساخته از اين طرف چندى را از امرا تنها طلبيده از آن طرف خود با سه چهار كس در كشتى نشسته عهد و سوگند از جانبين مؤكد گشت تا او را به درگاه بيارند و آخر قرار نتوانست داد ، در ميان افغانان رفت و امرا تا گوركهپور تعاقب وى نموده عريضه به درگاه نوشتند به نام ايشان چون فرمان طلب آمد محمّد قلى خان برلاس را در اوده گذاشته به آگره شتافتند . و در اين سال عزيمت تسخير قلعهء چيتور مصمم شد و بيانه را از حاجى محمّد خان سيستانى تغير داده به جايگير آصف خان مقرر ساختند و بساور و وزيرپور ماندل‌گره نيز به وى دادند تا پيشتر رفته سامان لشكر نمايد و خود از عقب نهضت فرموده از راه بارى شكارافكنان به موء ميدانه و از آنجا به سوى سوپر رسيدند و ساكنان راى سرجن قلعهء سوپر را خالى كردند و نظر بهادر به حكومت آن قلعه و شاه محمّد خان قندهارى به حراست قلعهء كوته بلايه منصوب شدند و به قلعهء كاكرون