تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منتخب التواريخ ( فارسى ) — صفحة 61

مساهمون:

ص٦١
سال در آن زواياى مجهول و خباياى خمول در ترددهاى مواسا با وى شركت داشت ، آخر فلك شعبده انگيخت و چشم‌زخمى در آن محبت رسيد و امرى غريب باعث بر جدايى شد و او هرچند در مقام عذرخواهى درآمده باز وسايل و وسايط انگيخت و در بداؤن رفته والدهء مرحومه را شفيع ساخت فايده نكرد به ملازمت خليفهء زمان شتافت .
دل كه رنجيد از كسى خرسند كردن مشكل است * شيشهء بشكسته را پيوند كردن مشكل است
الغرض خان زمان آصف خان را به اتفاق بهادر خان به جهت تسخير بعضى از ولايات افغانان نامزد كرد و وزير خان را به حيله پيش خود نگاه داشته نظربند فرمود و هر دو برادر به مراسلات قرار بر فرار داده ميعادى معين ساختند و در شبى معهود اين از پيش خان زمان گريخت و او از نزد بهادر خان جدا شده سى كروه راه طىّ نموده طرف آگره و مانكپور را پيش‌نهاد خود ساخت و بهادر خان از عقب آصف خان رانده ما بين جونپور و مانكپور جنگ صعب ميان فريقين روى داد و آصف خان گرفتار شد و بهادر خان او را در عمارى فيل برداشته روانه گشت . در اين اثنا وزير خان از جونپور خود را آنجا رسانيد كه برادرش را مىبردند و مردم بهادر خان چون در پى غارت متفرق شده بودند ، بهادر خان تاب مقاومت او نياورده فرمود تا آصف خان را در عمارى به قتل رسانند و بر بينى او زخم شمشيرى رسيد و دو سه انگشت وى نيز بريده شد و وزير خان پيش‌دستى نموده او را خلاص داد و هر دو برادر خود را به گره رسانيدند و بهادر خان بىغرض بازگشت و وزير خان در نواحى لاهور زمانى كه شاهنشاهى به تعاقب ميرزا محمّد حكيم رفته به شكار قمرغه متوجه بودند آمده به وسيلهء مظفر خان ملازمت كرد و فرمان عنايت‌آميز به نام آصف خان صادر شد و در اين سال ميرزا محمّد حكيم به لاهور آمد و باعث آن بود چون ميرزا سليمان مرتبهء سوم از كابل بازگشت و ميرزا محمّد حكيم كابل را متصرف شد و امراى شاهنشاهى را رخصت هندوستان داد و خواجه حسن نقش‌بندى وكيل به استقلال گشت و خان كلان رنجيده آمد ، ميرزا سليمان بار چهارم ميدان خالى يافته به اتفاق منكوحهء خود ولىنعمت بيگم به قصد كابل شتافت و
منتخب التواريخ ( فارسى ) — صفحة 61 | توفيق سبحانى / عبد القادر بن ملوك شاه بداونى