تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منتخب التواريخ ( فارسى ) — صفحة 58

مساهمون:

ص٥٨
لشكر خان مشتمل بر جنگ و هزيمت و نفاق امرا رسيد . شاهنشاهى فرمودند كه چون به جهت خاطر خان خانان از گناه خان زمان و ديگران گذشته‌ايم ، امراى عظام به درگاه بيايند و مير معز الملك و راجه تودرمل به معرض عتاب آمدند و نفاق پيشگان مدتى از كورنش محروم ماندند و معاتب بودند و باز به پايهء تقرب خويش رسيدند و در اين ايام كوچ كرده سير قلعهء چنار و شكار فيل در جنگل آن قلعه نموده به اردو پيوستند و زمانى كه چنار معسكر شده بود ، خان زمان به تعجيل از آب گنگ گذشته و نقض آن عهد كرده به محمّدآباد كه از توابع قصبه مؤاست آمد و گماشتگان به ضبط جونپور و غازىپور فرستاد و اين معنى بر طبع شاهنشاهى دشوار نموده ، اشرف خان مير منشى را به جونپور فرستادند تا والدهء خان را در قلعه نگاه دارند و هركس كه از اهل بغى باشد به دست آورد و اردو را به حراست خواجه جهان و مظفر خان گذاشته به ايلغار به قصد استيصال خان زمان شتافتند و باز به كنار آب سروار رفت و كشتىهاى پر از اموال و اسباب كه حكم گنج باد آورده داشته به دست دولتخواهان افتاد و لشكر شاهنشاهى كنارهء آن آب گرفته جنگلهاى انبوه را طى نمود و چون معلوم شد كه خان زمان خود را به دامن كوه سوالك كشيد ، ترك تعاقب او نموده بازگشتند و در همان اثنا بهادر خان با جمعى از مردم كارآزموده به جونپور رفته و كمندها انداخته بر قلعه برآمد و والدهء خود را خلاص داده و اشرف خان را دستگير كرده قصد آن داشت كه برآرد و بريزد . چون خبر مراجعت اعلام شاهنشاهى شنيد به اتفاق سكندر خان درگذر نرهن از آب گنگ گذشته فرار نمود و در پنجم « 1 » ماه رجب سال نهصد و هفتاد و سوم كه روز ولادت با سعادت شاهنشاهى است در ظاهر پرگنهء نظام‌آباد از توابع جونپور مجلس وزن « 2 » منعقد شد كه به رسم مقرر در سالى دو بار به حساب تاريخ شمسى و قمرى به طلا و نقره و ساير اجناس برمىكشند و آن را بر براهمهء هند و غير ايشان صرف مىنمايد و شعرا در اين باب شعرهاى دلپذير گفته‌اند و مىگويند و از آنجا رحل اقامت در ارك جونپور انداختند و خان زمان به شنيدن خبر اقامت ميرزا ميرك را كه آخر رضوى خان شد
هامش
( 1 ) . در ترجمهء انگليسى : پانزدهم ( جلد 2 ، ص 85 ) . ( 2 ) . اين وزن كردن يك رسم كهن هندى است ( همان ، همانجا ) .
منتخب التواريخ ( فارسى ) — صفحة 58 | توفيق سبحانى / عبد القادر بن ملوك شاه بداونى