ولايت مندو رسيده در سلخ ذيحجهء اين سال آن خطه را معسكر ساختند و عبد الله خان اوزبك به تقريب بعضى اداهاى ناسزا اهل عيال خود را از مندو برآورده راه گجرات پيش گرفت و هرچند مقيم خان كه در اين يورش شجاعت خان خطاب يافت ، رفته او را دلآساى نصيحتآميز داد قبول ننمود .
محل قابل و آنگه نصيحتى قابل * چو گوش هوش نباشد چه سود از گفتار
و عبد الله خان به هراول اندك جنگى كرد ، چون خبر قرب موكب شاهنشاهى يافت ، اكثرى را از اهل و عيال و اطفال و بنهوبار به تاراج حادثات داد و جمعى ضرورى را پيش انداخته به صد حيله خود را در گجرات رسانيده پناه به چنگيز خان غلام سلطان محمود گجراتى كه بعد از سلطان محمود فرمان فرماى آن بلاد و صاحب شوكت و استعداد شده بود برد و افواج شاهنشاهى تا سرحدّ گجرات تعاقب او نموده حرمها و فيلان نامى او را به اسيرى و اولجه گرفته آوردند و بقيه نصيبهء اعدا شد كه گواران و بهپلان باشند و آبادانى گجرات را در عهد چنگيز خان چنان نشان مىدادند كه در عصر پادشاهان سابق معمور بود و رواج اهل علم و فضل چنان شده كه فوق آن متصور نباشد و هر سپاهى و مسافرى و غريبى كه رفته او را ديده يا ملازمت اختيار كرد ديگر او را به هيچ چيز و هيچكس احتياج نماند و مىگويند كه هر روز پنج شش سروپاى خاصهء خود به مردم مىبخشيد و هيچ سرو پا كم از هفتاد و هشتاد تا پنجاه اشرفى نمىبود مىداد و يكى از حاتمىهاى او اين بود كه روزى با ملازمانش سير مىكرد و عبد الله خان اوزبك در ملازمتش بود ، در اين اثناى دو سه كشتى پر از اسباب و اقمشه و جواهر نفيس به نظر او گذرانيدند ، به مجرد ديدن همه را به عبد الله خان اوزبك برگذار كرد و از آن جمله آنكه شاه عارف صفوى حسينى كه حالا در لاهور است و به عنوان كرامت تسخير جنّ مشهور و گنجها داشته به مردم مىبخشيد . مىگويند كه اين همه خزاين و دفاين از چنگيز خان يافته و مهرهاى او همه به سكهء چنگيز خان است ، و الله اعلم . و ميران مبارك شاه برهانپورى ايلچيان فرستاده اطاعت قبول نمودند و اعتماد خان خواجهسرا مصحوب ايشان رفته دختر ميران را به تحف و هداياى لايق به درگاه آورد و مقرب خان از امراى دكن آمده ملازمت نمود و در محرم در سنهء اثنى و سبعين