اين سال قلعهء چنهار را جمال خان غلام عدلى به فتونام غلام ديگر كه به مسند عالى اشتهار يافته داده بود . بعد از رسيدن عرضه داشت او به درگاه شيخ محمّد غوث كه فتو ارادت تمام به شيخ داشت و آصف خان كه خواجه عبد المجيد هروى باشد رفته به صلح گرفتند و آن را به حسن خان تركمان سپرده فتو را به ملازمت آوردند تا اعتبار تمام يافت .
و مقارن اين حال واقعهء شيخ محمّد غوث كه شاهنشاهى را در زمان ابتداى جلوس از گجرات به انگيختن وسايل و مرغّبات در دام ارادت آورده بود و بعد از اطلاع بر حقيقت احوال زود رميدن روى نمود و ملا اسماعيل عطايى معمايى كه يكى از معتقدان و مريدان شيخ بود ، عليه ما عليه « بندهء خدا شد » تاريخ وفات يافت و زمانى كه جامع اين منتخب در آگره به تحصيل علم رسمى اشتغال داشت و شيخ با كرّ و فر تمام و جاهى مالا كلام در لباس فقر آمد و غلغلهء او زمين و زمان را گرفت خواست كه رفته ملازمت نمايد ، اما چون شنيد كه به تعظيم هندوان قيام مىكند دل از آن هوس برخاست و محروم ماند ؛ اما روزى در بازار آگره ديد كه سواره مىآيد و خلقى انبوه پيش و پس او را گرفته و از براى ردّ سلام خلايق و تواضع ايشان هر طرف زمان زمان خم مىشد و فرصت راست نشستن در خانهء زين نداشت و با وجود هشتاد سالگى طراوتى عجيب و سيماى غريب در بشرهء او ظاهر بود ، رحمه الله .
در بيستم ماه مبارك رمضان اين سال جدّ مادرى فقير مرحومى مخدوم اشرف در بساور از عالم درگذشت و اين خبر در بلدهء سنسوان از توابع سنبل شنيده و « فاضل جهان » تاريخ وفات او يافته شد و چون تعليم جزئيات و بعضى از علوم عربيه از او گرفته بود و حقوق بسيار بر ذمهء اهل علم داشت كلفت و محنت بسيار از اين واقعه روى داد و داغ مصيبت والد ماجد تازه گشت و اين بيت امير خسرو - عليه الرحمة - به ياد آمد كه :
سيف از سرم گذشت و دل من دو نيم ماند * درياى خون روان شد و درّ يتيم ماند
و در عرض يك سال از عروض اين احوال اختلال تمام در دل آسوده راه يافت و غم دنيا كه از آن گريزان مىگشت ، به يك بار به طنازى پيش آمد و سر راه گرفت و سرّ وقع فيها الىّ آشكارا شد و سخن والد مرحوم كه بارها مىگفت كه اين ولوله و شورش