و تسعمائة ( 972 ) از مندو به قصبهء نالچه رسيده و قرا بهادر خان را به حكومت آن بلاد منصوب فرموده شكاركنان از راه اجين و سارنگپور و بروده « 1 » و گواليار به تاريخ سوم ربيع الاول سنهء مذكور به پايتخت آمدند و دو فرزند توأم حسن و حسين نام در اين سال از حرمى تولد يافتند و در عرض يك ماه به ملك ديگر خراميدند و در اين سال تعمير شهر نگرچين واقع شد و سطرى چند كه يكى از اعيان دولت در وقت تأليف اكبرنامه به فقير فرموده بود كه در اين باب بنويسيد آن را به جنس ايراد مىنمايد :
چون مهندس كارخانهء ابداع انديشهء بلند شهريار كامگار را كه معمار معمورهء گيتى خصوصا بناى مقصورهء هند است از آغاز فطرت اختراع آيين ايجاد فرموده تا به مقتضاى :
جهاندار داند جهان داشتن * يكى را بريدن دگر كاشتن
هر سر منزل و هر گل زمينى را كه هواى آن معتدل و فضاى آن فسيح و آبش گوارا و سوادش مسطح باشد ، تعمير بخشيده محل نزول اجلال موكب اقبال سازد ، چه اختيار اماكن نزه و مساكن طيبه و منازل مروحه و مياه عذب بهر ابقاى نعمت صحت بدنى و احتمال اعتدال مزاج انسانى كه وسيلهء معرفت و طاعت يزدانى همان تواند بود از جملهء ستهء ضروريه است ، خصوصا وقتى كه بعضى از مصالح ملكى نيز مثل سير و شكار و غيره به آن متضمن گردد ، بنابر آن دواعى در اين سال خجسته فال بعد از معاودت از سفر مالوه كه اولياى دولت منصور و اعداى ملك مقهور شده بودند پيش ديد همّت و الا نهمت و اقتضاى راى جهانآراى چنان افتاد كه موضع گهراولى را كه به يك فرسنگى آگره واقع شده و به اعتبار لطافت آب و نظافت هوا بر خيلى امكنه رجحانى و مزيتى تمام داشته معسكر حشم همايون و مخيّم دولت ابد پيوند گردانيده و از مضايق مداخل و مخارج شهر خاطر قدسى مآثر را فراغتى حاصل گشته اوقات فرخنده سمات را گاهى به چوگانبازى و گاهى به دوانيدن سگان تازى و پرانيدن جانوران گوناگون مصروف سازند و بناى آن معمورهء بلند اساس را به شگون استحكام مبانى قصر سلطنت بىزوال و تفأّل ازدياد جاه و جلال گرفته
هامش
( 1 ) . نسخه : نرور .