تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منتخب التواريخ ( فارسى ) — صفحة 41

مساهمون:

ص٤١
رو داده ايشان را مدافعه نموده و محمّد قاسم خلاص يافته و در بدخشان رفته ميرزا سليمان را باعث بر دفع شاه ابو المعالى شد و ميرزا محمّد حكيم نيز كس خود فرستاده تحريض برآمدن او نمود و چنانچه بعد از اين بيايد و در اين سال ميرزا شرف الدين حسين كه به چهار واسطه به حضرت :
آنكه ز حريّت حق آگه است * خواجهء احرار عبيد الله است
مىرسد ، بعد از مراجعت والد ماجدش خواجه معين الدين بن خواجه خاوند بن خواجه يحيى بن حضرت خواجه احرار - روّح الله ارواحهم - از مكهء معظمه و اعتبار تمام يافتن او از ناگور به دار الخلافت آگره آمد و به بدراهى حساد ، كه صفحهء جهان از نام و نشان ايشان پاك باد ، بىجهتى ظاهرى توهمى به خاطر راه داده راه ناگور پيش گرفت و صادق محمّد خان و جمعى را همراه حسين قلى خان به تبعيت نامزد كرده به جهت استمالت او اولا و استيصال او ثانيا فرستادند و او قلعهء خالى اجمير را به تير خان « 1 » ديوانه سپرده به ناگور شتافت و ديوانه قلعه را خالى گذاشته پى او گرفت و رفت و ميرزا شرف الدين حسين در جالور به شاه ابو المعالى كه از مكهء معظمه به عزم درگاه مىآمد ، چنان كه گذشت ، ملاقات نموده قرار چنان دادند كه شاه ابو المعالى بر سر مردم حسين قلى خان كه در حاجىپور بود رفته و به آن راه گذشته از كابل ميرزا محمّد حكيم را بيارد و ميرزا تا آن زمان اينجا دست و پاى مىزده باشد و شاه ابو المعالى از استماع خبر تعاقب صادق محمّد خان و ديگر امرا از آن جانب عدول نموده خود را به نارنول كه مير گيسو شقدار آنجا بود زد و او را بسته زرى گرفت و كارى نساخت . راه پنجاب و كابل پيش ديد همت خود ساخت و احمد بيگ و اسكندر بيگ از لشكر صادق محمّد خان و اسماعيل قلى خان جدا شده به ايلغار از عقب او درآمده رسيدند و جمعى از نوكران ميرزا شرف الدين حسين كه اين هر دو سردار ملازم خود ساخته اعتماد تمام بر آنها كرده بودند .
توان شناخت به يك روز از شمايل مرد * كه تا كجاش رسيده است پايگاه علوم ولى ز باطنش ايمن مباش و غرّه مشو * كه خبث نفس نگردد به سالها معلوم
مفسدى زمانه قلى نام را نزد شاه ابو المعالى به تعجيل تمام فرستاده پيغام دادند
هامش
( 1 ) . نسخه : مظفر خان .