تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منتخب التواريخ ( فارسى ) — صفحة 38

مساهمون:

ص٣٨
گشته هم پسر و هم پدر به اجل طبعى درگذشتند و تمام آن ولايت را به كمال خان سپرده در آگره به ملازمت شتافت و روزى كه شاهنشاهى بزمى عالى فرمودند ، خان كلان قصيده‌يى كه در زعم خود غرّا گفته بود به حضور امرا و اعيان افاضل و اكابر شعرا خواست كه بگذراند ، چون اين مصرع مطلع را خواند كه :
به حمد الله كه ديگر آمدم فتح گهكره كرده
ناگاه عبد الملك خان خويش او در زمانىكه شاهنشاهى توجه تمام به استماع آن قصيده داشتند بلكه باعث انعقاد مجلس همان بود و خان كلان از شاهنشاهى چشم جايزهء عظيم داشته پيش آمد ، فرياد زده گفت كه خانم ، ديگر آمديم بخوانيد چرا كه نامرادان ديگر هم در خدمت شما بودند . اهل مجلس همه از خنده قهقهه به قفا افتادند و خان كلان دستار بر زمين زده گفت پادشاهم ، داد از دست اين مردك ناقابل كه همهء مشقت مرا ضايع ساخت و يكى از مضحكه اين است كه عبد الملك خان سجع نگين خود را چنين يافته كه :
عبد را چون با ملك افزون كنى * پس الف لامى درو اندرون كنى
و ملا شيرى شاعر هندى مشهور قصيدهء مدح و قدح دارد به نام او و اين بيت از آن جمله است :
اگر كوار بيايد مقابل تو گريز * كه صاحبى و مقابل نمىشوى به كوار
و درين سال مولانا علاء الدين لارى صاحب حواشى بر شرح عقايد نسفى از پيش خان زمان به آگره آمده اشتغال به درس علوم نمود و مدرسه‌يى از خس ساخت و « مدرسهء خس » تاريخ آن يافتند و به حج رفت و از آن سفر به سفر آخرت رخت بست ، رحمة الله عليه . و در اين سال احوال كابل اختلالى پيدا كرد و چند حاكم در فرصت اندك نشانهء تير نصب و عزل گشته در كشاكش وضع و رفع افتادند و خان خانان منعم خان به جاى حيدر محمّد خان آخته بيگى كه در وقت آمدن به هند از جانب خويش در كابل به حكومت منصوب گردانيده بود به جهت بد سلوكى ذاتى او پسر خود غنى خان را از اينجا نوشته فرستاده قايم مقام او ساخت و او نيز از ناخلفى قدم بر قدم حيدر محمّد خان نهاده كارى چند ناشايسته كرد ، مثل آنكه تولك خان قوچين را كه از
منتخب التواريخ ( فارسى ) — صفحة 38 | توفيق سبحانى / عبد القادر بن ملوك شاه بداونى