تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منتخب التواريخ ( فارسى ) — صفحة 34

مساهمون:

ص٣٤
زيادتى يك عدد شد .
منهى اقبال درين كهنه دير * غلغله انداخت كه الصلح خير
و در هفدهم ذى حجهء اين سال در آگره نزول اجلال واقع شد و هم در سنهء ثمان و ستين و تسعمائه ( 968 ) خدمت مولوى مولانا سعيد مدرس متبحّر روزگار از ماوراء النهر آمد و به تقريب ناتوان‌بينى ابناى زمان در هندوستان نتوانست بود .
هماى گو مفكن سايهء شرف هرگز * در آن ديار كه طوطى كم از زغن باشد
و خدّام قاضى ابو المعالى داماد خدمت عزيزان بخارا نيز كه در فقاهت بانى و ثانى فخر الائمه و در درويشى صاحب تلقين و ارشاد بود و بعد از اداى صلواة خمسه به ذكر جهر ارّه التزام داشت ، تشريف آورد و جامع اين منتخب چند سبق از اول شرح وقايه تيمّنا و تبرّكا در ملازمت آن بزرگوار خواند و نقيب خان نيز به جهت تيمن سبق پيش ايشان ساخت ، الحق عجب عزيزى متبرك بود ، رحمة الله عليه . به تاريخ هشتم جمادى الاول سنهء تسع و ستين تسعمائة ( 969 ) به عزم زيارت مرقد متبركهء قطب المشايخ و الاوليا خواجه معين الدين چشتى - قدس الله سرّه العزيز - متوجه شدند و انعامات و خيرات به عاكفان آنجا دادند و در قصبهء سانبهر كه نمك‌زارى است مشهور ، راجه پهاره مل حاكم انبير با ولدش راى بهگوان داس به ملازمت رسيد و صبيهء رضيهء خود را در سلك ازدواج محترمه منظوم ساخت و ميرزا شرف الدين حسين را كه در نواحى اجمير جايگير داشت بر سر قلعهء ميرته به بيست كروهى اجمير كه در تصرف جميل راجپوت بود نامزد گردانيده با ايلغار به پايتخت رسيدند . ميرزا شرف الدين حسين اهل قلعه را امان داده شرط كرد كه از اموال و اشياى خود هيچ با خود نبرند و جميل از آنجا به درآمد و ديو داس نامى از سپاهيان جيمل وقت برآمدن با جمعى عظيم آتش در اموال و اسباب قلعه بر خلاف عهد زده و جنگى عظيم كرده و بسيارى را از سپاهيان به درجهء شهادت رسانيده خود نيز به آتش ابدى رفت و دويست كس از راجپوتان نامى او به جهنم رفتند و قلعه به اتفاق شاه بداغ خان و پسرش عبد المطلب خان و ديگر امرا مفتوح گشت . هم در اين ايام پير محمّد خان كه بعد از آمدن ادهم خان به درگاه تصرف مطلق در مالوه داشت ، لشكرى عظيم جمع كرده بر سر برهان‌پور برد و بيجاگره را كه قلعهء