تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منتخب التواريخ ( فارسى ) — صفحة 33

مساهمون:

ص٣٣
مهر على خان بيگ سلدوز آشناى خود گفتم كه چون باغيان سزاى خود يافتند ، زن و بچهء ايشان را خود به حسب شرع شريف قتل و اسر نيامده است او از غم دين و ديانتى كه داشت رفته به همين عنوان به پير محمّد خان گفت . در جواب مىگويد كه يك شب خود اين بنديان باشند چه مىشود و همان شب غارت‌گران قزاق اسيران اهل اسلام را از زنان مشايخ و سادات و علما و اعيان در صندوق‌ها و خورجين‌ها پنهان كرده به جانب اجين و ديگر اطراف بردند و سادات و مشايخ آنجا مصحف بر دست گرفته پيشواز برآمدند . پير محمّد خان همه را بكشت و آتش زد .
جلد مصحف كنده و چرم نقاره ساخته * مىشود معلوم ازين كو دشمن پيغمبر است
سخن در ظلم و شقاوت پير محمّد خان بود كه معاينه كرده شد و راست آمد آنكه سلف گفته‌اند كه من طلب العلم بالكلام تزندق و علماء الكلام زنادقة على اىّ مذهب كانوا . نعوذ باللّه من علم لا ينفع و دعاء لا يسمع و قلب لا يخشع و بطن لا يشبع . و ادهم خان تمام حقيقت فتح را مع بعضى فيلان مصحوب صادق محمّد خان به درگاه فرستاد و اكثر فيلان و حرم‌ها و پاتران و لوليان باز بهادر و ساير اشياى نفيس را خود نگاه داشت به اين تقريب شاهنشاهى به تاريخ بيست و يكم شعبان سنهء ثمان و ستين و تسعمائه ( 968 ) از آگره ايلغار نموده به سارنگ‌پور رسيدند و غنايم گرفته مهمات آن ملك را تنظيم داده در بيست و نهم ماه رمضان المبارك به پاى تخت آمدند . و در اين سال خان زمان با شير خان ولد عدلى كه بعد از پدر در چنهار قايم مقام شده و با جمعيت گران و لشكر بسيار به جونپور آمده بود ، به اتفاق ابراهيم خان اوزبك و مجنون خان قاقشال و شاهم خان جلاير جنگ كرده شكست داد و فتح عظيم نمود و اين فتح دوم بود در جونپور و در هفدهم ذيحجهء اين سال در آگره نزول اجلال واقع شد و در آخر اين سال به تقريب مظنهء سركشى خان زمان شاهنشاهى از راه كالپى گذشته و مهمانى عبد الله خان اوزبك حاكم آنجا به درجهء قبول افتاده به كره تشريف بردند و خان زمان و بهادر خان از جونپور ايلغار نموده و به رسم هواخواهان آمده و ملازمت كرده و فيلان و تحف نفيس پيشكش ساخته و به اسب و خلعت سرفرازى يافته به جانب جاگيرها مرخص شدند و « الصلح خير » تاريخ آن قضيه به
منتخب التواريخ ( فارسى ) — صفحة 33 | توفيق سبحانى / عبد القادر بن ملوك شاه بداونى