تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منتخب التواريخ ( فارسى ) — صفحة 25

مساهمون:

ص٢٥
نوكران پادشاهى همه جايگيرهاى زبون و پريشانى احوال بر وجه كمال داشتند و ملا زمان خان خانان همه بسامان و مرفه الحال مىخواستند كه معركه به طرحى ديگر شود و ليكن قدرت تام نبود تا به مقتضاى اذا اراد الله شيئا هيّأ اسبابه دواعى جمع شد .
چون معانى جمع گردد شاعرى آسان بود
و نزديك به سكندره راؤ كه نصف راه دهلى است ماهم‌انكه به عرض رسانيد كه بيگم پادشاه را كه در دهلى بودند در اين ايام ضعفى طارى شده است . شاهنشاهى را بسيار ياد مىكند لاجرم عنان توجه به آن صوب معطوف داشتند و شهاب الدين احمد خان حاكم دهلى به استقبال آمده و به اتفاق همديگر سخنان چون كاه را كوهى در نظر نموده خاطر شاهنشاهى را بر خان خانان گران ساختند .
خال و خطّ و زلف و ابرويت همه يك جا شدند * از براى كشتن مسعود محضر مىشود
و كار به اينجا رسانيدند كه خان خانان قدوم موكب همايون را در دهلى از سعى ما دانسته در عزم انتقام خواهد بود و ما را مجال مقاومت به او نيست و مناسب همان است كه رخصت مكهء معظمه بيابيم . شاهنشاهى به مفارقت ماهم‌انكه نتوانستند دل نهاد و تسلى ايشان داده به خان خانان پيغام فرستادند كه چون بىاستصواب و رضاى شما اين‌قدر راه آمده‌ايم مقربان ما همه متوهم شده‌اند ، انسب آن است كه ايشان را استمالت دهيد تا به خاطر جمع توانند در خدمت ما قيام داشت . خان خانان خواجه امينا و حاجى محمّد خان سيستانى و ترسون محمّد خان را كه مرجع و مدار مهمات بودند به ملازمت فرستاد تا مقدمات عذرآميز مشتمل بر اظهار اخلاص و دولت‌خواهى گفتند و اين سخنان به درجهء قبول نيفتاده نامبردگان هم رخصت انصراف نيافتند و شهاب الدين احمد خان و ماهم‌اتكه كار و بار از پيش خود گرفته آوازهء تغير مزاج شاهنشاهى از خان خانان درانداختند تا شهرت تمام يافت و امرا يكى بعد از ديگرى از آگره به جانب دهلى راهى شدن گرفتند و اين معامله بعينها معاملهء سلطان ابو سعيد مغول بود با امير چوپان كه وزير پادشاه نشان بود و در كتب تواريخ مذكور است و مشهور سرّ الدّنيا كدأب الحمار اذا اقبلت اقبلت و اذا ادبرت ادبرت ظاهر شد .
منتخب التواريخ ( فارسى ) — صفحة 25 | توفيق سبحانى / عبد القادر بن ملوك شاه بداونى