تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منتخب التواريخ ( فارسى ) — صفحة 24

مساهمون:

ص٢٤
موجب تنگ‌چشمى و نفاق و حسدى كه ائمهء هندوستان را با همديگر لازمهء ذاتى است ، آمدن اودكانى بالاى دكانش ساختن خوش نيامد .
به نزد خرد اين سخن روشن است * كه هم‌پيشه هم‌پيشه را دشمن است
و خان خانان نيز به تقريب تصرفى كه شيخ گدايى در مزاجش نموده بود با شيخ محمّد آشنايى چنان كه بايستى نكرد ، بلكه مجالس متعدد منعقد ساخته و رسالهء شيخ محمّد غوث را كه در آنجا كيفيت معراج خود بيان كرده گفته كه در بيدارى مرا مجالسه و مكالمه با حضرت رب العزة عز شأنه واقع شد و بر حضرت رسالت پناهى - صلى الله عليه و آله و سلم - تقديم كردند و امثال اين خرافات كه عقلا و نقلا مذموم و ملوم باشد در ميان آورده شيخ را پيش كشيده هدف تير ملامت ساختند تا به خاطر آزرده به گواليار رفت و به لوازم مشيخت و ارشاد بپرداخته به جاگير يك كرور كه داده بودند قناعت نمود . در اين سال بهادر خان برادر خان زمان به قصد تسخير ولايت مالوه كه باز بهادر پسر سزاول خان در تصرف داشت تا قصبهء سپرى « 1 » رسيده بود كه فترات خان خانان شد و بازگشته آمد و به رخصت خان خانان به درگاه پيوست . و هم در اين سال حسين خان از اندرى به آگره آمد و با چندى از سرداران نامى جانب رنتهنبور رفته در سوپر تردّدهاى مردانه كرد و نمايان تاخت از آنجا حمله بر قلعهء رنتهنبور بود چنانچه راى سرجن را در جنگ برداشته گريزانده به درون قلعه برد و از او حساب گرفت و به تقريب برهم‌زدگى معركه خان خانان آن معركه را ناتمام گذاشته به گواليار آمد و از آنجا قصد مالوه داشت كه خان خانان او را به آگره طلبيد و به تاريخ بيستم جمادى الثانى سنهء سبع و ستين و تسعمائة ( 967 ) شهنشاهى به عزم شكار از آب جون عبور نمودند ، جمعى از غرض‌گويان كه حسد بر استقلال وكالت خان خانان داشتند ، خصوصا ادهم خان كه به سبب نسبت فرزندى ماهم‌انكه درجهء تقرب او از همه زياده بود و صادق محمّد خان و غيره فرصت يافته سخنان خان خانان به عرض رسانيدند و الحق شاهنشاهى هم كه تصرف نافذ در ملك نداشتند و از ممر بعضى خرجهاى ضرورى گاه‌گاهى معطل مىماندند و خزينه اصلا نبود و
هامش
( 1 ) .Sipri