شدهاند . ( ترجمه ، جلد 2 ، ص 405 )
دلآسا : تسكيندهندهء خاطر ، آرامشدهندهء دل ( ل ) 27
ذكر جهرارّه : نوعى ذكر درويشان كه تلفظ آن با زبان و سينه باشد ، چنان كه آواز كشيدن ارّه از آن مفهوم شود . . . ( ل ) 34
راكهى : لتهء پيچيده بر دست پيچيدن 181
رانده : با تمام سرعت 134
روپاك : دستمال ، رومال ، برقع 30
س سگمگسى نمودن : سگمگس يا مگسسگ ، نوعى مگس است كه بيشتر در بدن سگ و لاى موهاى اين حيوان يافت مىشود . از مگسهاى معمولى سمجتر است و پوست را مىگزد و جاى نيش او دردناك مىشود و خارش مىكند و گاه موجب بيماريهاى گوناگون مىشود . آدم سمج و مبرم را به مگسسگ مانند كنند و اين حشره را « سگمگس » نيز خوانند ، ( فرهنگ لغات عاميانه ، جمالزاده ، ص 405 )
سگمگسى نمودن ، ظاهرا سماجت كردن و پررويى معنى مىدهد . 280
سورن : الله اكبر يا مثل آن گفتن لشكريان به آواز بلند در هنگام تاختن بر خصم ( ل ) 114 ، 115
سيكرها : ظاهرا به معنى خطوط جبهه است ( ترجمه ، جلد 2 ، ص 241 ) 162
سيورات : در سنسكريت
Sivaratri
معنى « شب شيوا » است . ( ترجمه ، جلد 2 ، پاورقى ص 335 ) 226