جمدهر : نام نوعى سلاح هندى است ( متن كتاب ) 95 ، 246
جوارى : ذرّت : ( ل ) 128
جهروكه : پنجره ، منظر ( ترجمه ، جلد 2 ، ص 336 ، 413 ) 227 ، 279
جيبه : زره ( ل ) 163
جيبهخانه : زرادخانه ، قورخانه ( ل ) 113
چ چارقب : نوعى از لباس امرا ، پوشش مخصوص سلاطين توران ( ل )
arobe of honour
( ترجمه ، جلد 2 ، ص 139 ) شفيع اثر گرفته است :
دامنآلوده مكن چارقب هستى را * جامهء عاريه را پاك نگه بايد داشت
92 ، 150
چبوتره : ظاهرا به معنى ادارهء داروغه است ( ترجمه ، جلد 2 ، ص 405 ) 274
چپقلشى : چپقولش و چپقلش ، كلمهء تركى و به معنى جنگ با شمشير است ( ل ) 161
چراغ پاشدن : آن است كه اسب و استر دو دست بردارند و روى دو پاى خود ايستند ( آنند ) 67
چندوغ : جنس و كالاى ذخيره ( متن كتاب ) 30
چوكندى : عمارت بالاى بام كه از چهار طرف دروازه داشته باشد . كلمه در اصل هندى است . مجازا به معنى عمارى فيل هم به كار مىرود . سعيد اشرف گويد :
چو كندى شكوهش اگر سايهافكند * فيل سپهر شانه بدزدد به زير بار
( آنند ) 100
چوكى : نگهبان ، پاسبان ، 169
چوكىخانه : گمرك ( ل ) 224