كشبندى : كش به معنى كمر و كشبندى به معنى كمربندى و مجازا به معنى خدمات سپاه است ( ترجمه ، جلد 2 ، پاورقى ص 194 ) 131
كهاران : ج كهار
( Kaharanr )
، باربران ( ترجمه ، جلد 2 ، ص 111 ) قومى از هنديان كه پالكى يا تخت و امثال آن را در بر دارند و فارسيان به تشديد استعمال كنند ( ل ) ، به نقل از آنند ) 75
كيبانيدن : متعدّى كيبيدن ، از جايى به جايى كشيدن ( ل ) 67
كيجم : پوشش اسب ، برگستوان ( ل ) 163
كيشك : كوهبان ، محافظ كوهستان ( ترجمه ، جلد 2 ، ص 193 )
كيلن : مترجم انگليسى اين كلمه را
dauther - in - law
( عروس ) معنى كرده است ( ترجمه ، جلد 2 ، ص 59 ) 42
گ گذرانيدن : تقديم كردن ، هديه كردن 135
گرانمند : ظاهرا به معنى بسيار گرانبها و ارزشمند به كار رفته است 128
گزك شدن : سرمازده شدن ( ل ) 94
گنجيفه : نام بازيى است معروف ( ل ) گنجفه نوعى بازى ايرانى است با 96 ورق كه اكنون از رواج افتاده است ( م ) 25
گهاتى : ظاهرا به معنى گذرگاه است ( ترجمه ، جلد 2 ، ص 237 ) 160
ل لوك : نوعى شتر كمموى باركش . كمال اسماعيل گويد :
روى همچو لوكان سر اندر هوا * كف از لبفشانان بگو تا كجا
( ل ) 172