تواچيان : ج تواچى به معنى جارچى است كه از طرف پادشاهان و فرماندهان ، فرمانها را ابلاغ مىكرد ( ل ) 51 ، 149
توپ : بخش ، قسمت ، 261
توره : در زبان تركى به معنى روش ، قاعده و طرز قانون است ، و نام شريعتى كه چنگيز خان وضع كرده بود ( ل ) 34
تهانجات : ج تهانه - تهانه .
تهانه : قلعهء كوچك و توقفگاه عمدهء يك ناحيه ( ل ) ( ترجمهء انگليسى ، جلد 2 ، ص 366 ) 164 ، 247
تهانه گذاشتن :
To leave detached gurds
( ترجمه ، جلد 2 ، ص 242 ) 162
تيتال : سخنان فريبنده ، مكر و فريب ، و در هندى هم به همين معنى به كار رفته است . باقر كاشى گويد :
چون كلام الله ناطق معجزى دارى بيار * هيچكس از شيوهء تيتال پيغمبر نشد ( آنند )
171
تيل : كلمهء سنسكريت است به معنى روغن ( ترجمه ، جلد 2 ، پاورقى ص 369 ) 249
ج جار و ملجار : ظاهرا جار بلجار به معنى ندا و آواز دادن و جمعا طلب و وعده ( ل ) 131
جرانغار : ميسره ، جانب چپ لشكر ( م )
جردمرد : ج اجرد و امرد ، اولى به معنى بىموى و دومى به معنى جوان بىموى خوب روى ( ل ) 283
جرده : ظاهرا به جاى جراده به كار رفته است كه به معنى ملخ و ميگ است ( ل ) 123