لوازم ارادت و اخلاص به جا آورده وداع محاسن گفت و در صحبتها و همزبانىها همهجا پيش بود و صوبهء غازىپور و حاجىپور جايگير يافت و احكام مذهب نو از خدمت علامى ياد مىگرفت .
در اين تعليم شد عمر و هنوز ابجد همى خوانم * ندانم كى رقومآموز خواهم شد به ديوانش
و دفع ممالى راست آمد .
در نهم ماه رجب اين سال تحويل نوروزى واقع شد و سال چهلم از جلوس رسيد و مجلس آيينبندى به دستور سنوات سابق گذشت و پيش از تحويل به دو روز در ديوانخانهء عام و خاص از بالاى جهروكه فقير را پيش طلبيدند و خطاب به شيخ ابو الفضل فرمودند كه ما فلانى را كه عبارت از فقير باشد جوانى فانى صوفى مشربى خيال مىكرديم ، اما او خود چنان فقيه متعصب ظاهر شد كه هيچ شمشيرى رگ گردن تعصب او را نتواند بريد . شيخ پرسيد كه صاحب در كدام كتاب نوشته كه حضرت اينچنين مىفرمايند ؟ فرمودند كه در همين رزمنامه كه عبارت از مهابهارت باشد و دوش برين معنى نقيب خان را گواه گرفتهام شيخ به عرض رسانيد كه تقصير كرده است . به ضرورت پيشرفته معروض داشتم كه بنده مترجمى بيش نيستم . هر چه دانايان هندى تعبير كردهاند بىتفاوت ترجمه نمودهام و اگر از خود نوشته باشم تقصير من خواهد بود و بد كرده باشم . شيخ همين مدعا عرض كرد تا خاموش ماندند و باعث برين اعتراض آن بود كه نقل حكايتى در رزمنامه كرده بودم با اين مضمون كه استادى از اهل هند در وقت نزع به نصيحت با حاضران مىگفت كه آدمى را لازم است كه قدم از حدّ جهل و غفلت بيرون نهاده اول از همه صانع بيچون را بشناسد و راه دانش پيمايد و تنها بر علم بىعمل اكتفا ننمايد كه نتيجه نمىدهد و طريقهء حسنه را اختيار نموده از سيئات حسب الامكان دست كشيده دارد و به يقين داند كه هر فعلى را بازپرسى خواهد بود و در آنجا اين مصرع نوشته بودم :
هر عمل اجرى و هر كرده جزايى دارد
اين معنى را حمل بر سؤال منكر و نكير و حشر و نشر و حساب و ميزان و غير آن نموده مخالف قرار داد خويش كه به غير تناسخ به هيچچيز قايل نيستند نموده ، مرا