تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منتخب التواريخ ( فارسى ) — صفحة 277

مساهمون:

ص٢٧٧
به جانب كشمير به جهت تحقيق معاملات و مهمات سپاهى و رعيت آنجا رخصت دادند و در اين سال فقير را چون تتابع قوارع مصايب و تازيانه‌هاى نوايب گوش‌زد شد ، حق سبحانه از بعضى ملاهى و مناهى كه با آن مبتلا بود توبه كرامت فرموده آگاهى بر زشتى اعمال و قبايح افعال بخشيد :
آه گر من چنين بمانم آه
و به طريق تفأل لفظ استقامت تاريخ يافته شد و ملك الشعرا اين بيت يافت :
لقد تاب شيخى عن الحوبة * و تاريخه سابق التوبه برفت از سرم انديشه مى و معشوق * بشد ز خاطرم آواز بر بط و طنبور
و در اوايل محرم مكرم سنهء ثلث و الف ( 1003 ) شيخ فريد بخارى را كه در بخشىگرى شريك آصف خان بود حكم شد كه تا در كوهستان شمالى رفته راجه‌هاى متمردان آن حدود را به ربقهء اطاعت كشيده و جمع‌بندى اراضى نموده فراخور آن پيشكش آورد و در اوايل صفر اين سال از آب راوى عبور نموده در آن نواحى به بيست و پنج روز به سير و شكار اشتغال فرموده بازگشتند و در اين ايام به ملك الشعرا حكم تصنيف پنج‌گنج فرمودند تا در مدت پنج ماه كم و بيش كتاب نل و دمن را كه عاشق و معشوق بودند و آن قصه در اهل هند مشهور است ، مشتمل بر چهار هزار و دويست بيت و كسرى مرتب ساخته در نظر با چند اشرفى نذر گذرانيد و بسيار مستحسن افتاد و حكم به كتابت و تصوير آن و خواندن در مثل به نقيب خان فرمودند و مطلع آن كتاب اين است :
اى در تك و پوى تو ز آغاز * عنقاى نظر بلندپرواز
و الحق مثنويى است كه در اين سيصد سال مثل آن بعد از مير خسرو شايد در هند كسى ديگر نگفته باشد . و در اين ايام ميرزا نظام الدين احمد كه با قليج خان درافتاده و هميشه معارضت به او داشته و تصرف در مزاج پادشاهى پيدا كرده و چست و چابك در مهمات درآمده بود ، مورد انواع مراحم پادشاهى و محل اعتماد تمام در حسن كفايت و تدبير و اخلاص و ديانت و تردد شد ، چنان كه قليج خان و ديگر ارباب دخل را كه