تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منتخب التواريخ ( فارسى ) — صفحة 276

مساهمون:

ص٢٧٦
غوث الانامى مرشدى ملاذى شيخ داود جهنى وال - قدس سره - ساخت اميد كه كفارت كتابهاى گذشته كه چون نامهء اعمال بنده سياه است گرديده مونس ايام حيات و شفيع بعد ممات گردد
وَ ما ذلِكَ عَلَى اللَّهِ بِعَزِيزٍ .
و در هفدهم ذى قعدهء اين سال محمّد قاسم خان مير بحر و ميرزا محمّد زمان كه منسوب به فرزندى شاهرخ ميرزا بود در كابل كشته شدند . مجملا آنكه چون محمّد زمان ميرزا بعد از بازگشتن از حج به بدخشان آمد ، آن مردم بدخشان از تعدى اوزبكان به جان آمده بودند ، او را به سردارى برداشته ترددهاى مردانه به جاى آورده به اميد كمك از هندوستان پيوسته سركله به غنيم مىزدند و چون اداره ايشان به ظهور نپيوست و طايفهء اوزبكيه :
لشكرى بيشتر از مور و ملخ
برسر محمّد زمان ميرزا آوردند ، او حسب ميسور مقدور چند سال به مدافعه و ممانعه برخاست و دست آخر هزيمت يافته و تاب مقاومت نياورده با چهارده پانزده هزار سوار به عزيمت هندوستان در نواحى كابل رسيد و به اغواى بعضى مردم از آن داعيه پشيمان شد و دغدغهء فاسد در سر داشت و به دست كسان محمّد قاسم خان حاكم كابل گرفتار گشت و محمّد قاسم خان به او به تعظيم و تكريم سلوك نموده به هركدام از مردم او اسب و خرجى و خلعت داده و صد و پنجاه سوار به همراهى او نامزد گردانيده مىخواست كه رخصت به جناب لاهور نمايد . در اين اثنا بعضى از نوكران معتبر محمّد قاسم خان كه بدخشى بودند و كابلى با ميرزا يگانه شده ، نيم روزى در حويلى را شكسته و به زور درآمده و به خوابگاه محمّد قاسم خان رفته او را زير تيغ كشيده به خوابگاه ديگر فرستادند و محمّد هاشم ولد محمّد قاسم خان كه در بيرون ارگ كابل منزل داشت ، جمعى از توپچيان و شاگردپيشگان پدر را با خود متفق ساخته ميرزا محمّد زمان را محاصره نمود ، يك شب و روز آتش جنگ افروخته ميرزا را به قتل رسانيد و سر او را به درگاه فرستاد محمّد قليج خان را كه چندگاه جملة الملكى بود به حكومت كابل نامزد گردانيده رخصت دادند و خواجه شمس الدين محمّد خوافى به عهدهء انتظام مهمات ملكى و مالى سرفراز شده ديوان مطلق العنان گرديد و درين ايام آصف خان بخشى را
منتخب التواريخ ( فارسى ) — صفحة 276 | توفيق سبحانى / عبد القادر بن ملوك شاه بداونى