خواه مرد ، خواه زن ، پارهيى از غلهء خام و خشت پخته بر گردنش بسته در آب سر دهند و به جايى كه آب نباشد بسوزند و يا بهطور خطاييان به درختى بربندند و اين حكم مبنى بر اصلى است كه قرار دادهاند و جاى ذكر آن نيست و پسر و دختر عوام الناس تا به چبوتره كوتوالى به نظر گماشتههاى كوتوال نگذرند و تحقيق سال هر دو ننمايند كدخدا نشوند . به اين تقريب خيلى منافع و فوايد به عهدهداران خصوصا كسان كوتوال و خانوى كلال و ساير عوانان ارذال بيرون از شمار وهم و خيال عايد مىگرديد ، ديگر زنى كه دوازده سال از شوهر بزرگتر باشد شوهر با وى جماع نكند و زنى جوانى كه در كوچه و بازار شهر مىگرديده باشد و در آن حال يا رو نپوشد يا روى كشيده گردد و همچنين زنى ناسازگار حيلهگر كه با شوهر ستيزه كند در محلهء فواحش برود و آن كاره گردد ، ديگر وقت مخمصه و اضطرار مادر و پدر را مىرسد كه فرزندان خود را بفروشند و چون دست يابند زر داده از رقبهء رقيت خلاص سازند ، ديگر هندو را كه در زمان طفوليت يا غير آن به اكراه مسلمان كرده باشند اگر خواهد باز دين آبايى را اختيار نمايد و بر هيچكس تكليف ننمايند و هر كس از هر دينى كه خواهد انتقال به ديگرى كند و زن هندو اگر بر مسلمانى فريفته شده در دين مسلمانان درآيد جبرا و قهرا گرفته با اهل او سپارند ، از احداث بيعه و كنيسه و بتخانه و دخمه هيچيك را از كفار مانع نيايند و اين احكام تعلق به امور دينى دارد كه شمهيى از آن سمت گزارش يافت و استيعاب آن از حيّز قدرت جامع اوراق بيرون است ، اما احكام ملكى و مالى و بيوتات و دار الضرب و سپاهى و رعيت و سوداگر و چوكى و واقعهنويسى و كرورى و داغ و محلى و جنگ فيل و آهو و چيته و شير و مرغ و بز و سگ و خوك و ديدن معتاد ضوابط خيل خانهدارى و توزيع اوقات در خوردن و آشاميدن و خواب و بيدارى و اوضاع و احوال را چگونه پابند قلم توان ساخت كه عقل از ادراك آن عاجز است و حصر آن را عمرى دراز بايد غيرطبيعى .
هر روز فلك حادثهء نو زايد * كه انديشه به جهد مثل آن ننمايد
روشنتر از آفتاب راهى بايد * تا مشكل اين زمانه را بگشايد
و بعضى از آن در دفتر دوم اكبرنامه كه علامى شيخ ابو الفضل تصنيف كرده و مجلدى عظيم ساخته باز توان يافت و در روز شرف آفتاب صاحب اين انتخاب دفتر