مالوه و وكالت ميرزا شاه رخ تعين نمودند و هفدهم ذى قعدهء اين سال شيخ مبارك دانشمند از عالم درگذشت و پسرانش در تعزيت سر و ريش و بروت و ابرو را در حلق موافق ريش ساختند و ملك الشعرا شيخ فيضى اين تاريخ يافت كه « فخر الكمل » و فقير « شيخ كامل » يافتم و شريعت جديد تاريخ چهار ضرب شدن اين جماعت شد و در هشتم شهر محرم سنهء اثنى و الف ( 1002 ) ميرزا رستم بن سلطان حسين ميرزا ابن بهرام ميرزا بن شاه اسماعيل صفوى كه خود حكومت زمين داور و نواحى آن و برادر بزرگش ميرزا مظفر حسين حكومت قندهار و گرمسير داشت از برادر رنجيده با فرزندان و اهل و عيال و برادر اعيانى به ملازمت رسيد و حكيم عين الملك و ديگران را به استقبال فرستاده سراپرده و بارگاه و قاليها و ديگر اسباب فراشخانه و كمر و خنجر مرصع روانه داشتند و در چهار كروهى لاهور خان خانان و زين خان كوكه و ساير امراى عظام را پيشواز رفتن فرمودند و بعد از ملازمت مبلغ يك كرور تنكه مرادى نقد انعام بخشيده در سلك امراى پنج هزارى داخل ساخته به جايگير او ملتان نامزد گردانيدند و در اين ايام متعاقب ملك الشعرا شيخ فيضى بعد از چهار ماه ديگر ايلچيان از نزد حكام دكهن مقضىّ المرام مراجعت نموده به ملازمت رسيدند و چون برهان الملك پيشكش خاطرخواه نفرستاده بود ، به تاريخ بيست و يكم محرم مكرم شاهزاده دانيال را به وكالت خان خانان و راى سنگه كه او را راى سگ توان گفت و ديگر امرا را با هفتاد هزار رقمى به اين خدمت نامزد ساخته و صبيهء خان خانان « 1 » را در حبالهء شاهزاده دانيال كشيده جشنى عظيم دادند و زر نقد و اجناس و انواع غرايب و اشياى نفيس چندان يافت كه سامان لشكرى از او توان كرد و اسباب سلطنت و علامات شوكت و تجمل به شاهزاده داده رخصت فرموده خود هم متعاقب به عزيمت شكار بيرون آمده تا كنار آب سلطانپور بيست و پنج كروهى لاهور رسيده راى منقلب شد و شاهزاده دانيال را حكم مراجعت و خان خانان را كه به سرهند رسيده بود به جهت بعضى كنكاش طلبيده و به استقلال سرداران لشكر گردانيده امر به انصرام آن مهم فرموده و مجددا مرخص ساخته بازگشته در لاهور آمدند و در روز جمعه هيجدهم جمادى الثانى اين سال ميان شيخ عبد الله خلف
هامش
( 1 ) . نسخه : قليج خان .