تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منتخب التواريخ ( فارسى ) — صفحة 265

مساهمون:

ص٢٦٥
قلى خان را به وكالت نامزد گردانيده و امراى عظام ديگر را به ملازمت او نوشته رخصت فرمودند تا در ميانه بعد المشرقين افتد و از آفات الملك عقيم سالم مانند . او به اميد كشورگشايى مردم بسيار گرد و پيش شاهزاده كه او را به تمكين و شأن از ديگران زيادت پنداشته خير الامور اوساطها مىدانستند از اطراف جمع آمدند و عساكر بىشمار از نواحى آگره و قنوج و گواليار گرفته بر سر مدهكر زميندار اوندچهه كه به كثرت حشم و جمعيت از راج‌هاى هند ممتاز و افساد در آن بلاد بنياد نهاده بود در نواحى نرور بارى جنگ‌ها كرده و شكست داد و او راه فرار طىّ نموده در كوهستان و جنگلستان درآمده قطع طريق پيش‌گرفته مردم بسيار را به قتل رسانيد و قافله را از او قسطى عظيم افتاد و جمعيت شاهزاده از بىرشدى او پريشان شده مأيوس و مفلوك به هر جانبى سر زدند و در همان ايام مدهكر به اجل طبعى به مستقر جهنم شتافت و پسرش با پيشكشهاى لايق آمده شاهزاده را ديد ، او را با يار محمّد ولد صادق خان كه شهرت به يار يافته دارد در لاهور به ملازمت فرستاده بندهء اجين را قرارگاه ساخت و مردمى كه نامزد به خدمت او شده بودند اكثرى از جهت بدسلوكى وى كه در دادوستد و نشست و خاست و توره و توزك و تكبر و تجبر تقليد پدر بزرگوار نموده و از او هم گذرانيده و غوره ناشده دم از انگورى مىزد ، به رخصت و بىرخصت آمدند و معلوم شد كه آن حشمت و وقار ناپايدار از سر بىوقوفى بود نه از سر دانش و در اين ايام دولت خان پسر امين خان غورى حاكم جوناگره كه در جنگ جام زخمى رفته بود وفات يافت و اعظم خان به تسخير آن قلعه متوجه شده و وزراى امين خان به سردارى پسر دولت خان چند روزى مدافعه نموده آخر امان طلبيده كليد قلعه را در پنجم ذى قعدهء سال مذكور سپردند و در بيست و ششم محرم سنهء الف موافق سال سى و ششم جلوس خان خانان با جانى بيگ يك شب و روز متصل جنگ عظيم كرده و از جانبين آثار جلادت و شهامت به ظهور آمده و دويست كس جانى بيگ را به قتل رسانيده شكست داده و جانى بيگ بعد از اين فتح در جزيره گرد لشكر خود قلعه ساخته و خان خانان مدت دو ماه او را محاصره داشت و در اين ايام يك لك و پنجاه هزار روپيه به يك دفع و يك لك روپيه و يك لك من غله با صد توپ بزرگ در دفعهء ديگر به راه دريا و توپچى بسيار و راى