نموده به ميرزا نظام الدين احمد بعد از هفت سال ملاقات كرد و در اين سال اعظم خان از گجرات متوجه تسخير ولايت سورته و جوناگره شد و جام سترسال « 1 » و دولت خان پسر امين خان غورى كه بعد از پدر قايممقام گشته مغرور بر دليرى و حشم خود بود با جمعيتى قريب بيست هزار كس به استقبال برآمده جنگى صعب كردند .
گرچه چو مور و ملخ است آن سپاه * مور شود كشته چو افتد به راه
و اعظم خان لشكر خود را هفت توپ ساخته محاربه نمود كه در اين نزديكى آن طور نشان نمىدهند و خواجه رفيع بدخشى سردار جرانغار كه جوانى به شجاعت و شهامت ممتاز بود و محمّد حسين شيخ كه از امراى قديم بود به شهادت پيوستند و از فوج هراول شاه شرف الدين برادرزادهء ابو تراب نيز شهيد شد و از كفار چهار هزار كس همراه پسر جام كه جانشين پدر بود به جهنم رفتند .
تنه كز دور جام بودى مست * بنگر اكنون خراب و جام شكست
شاه آفاق مست عيش مدام * زانكه شه را به دست آمد جام
اين فتح در يكشنبه ششم شوال سنهء ثمان و تسعين و تسعمائة ( 998 ) روى نمود و شيخ فيضى « فتوحات عزيزى » تاريخ يافت و در اين سال قدوة العلماى الراسخين المتبحرين صاحب التصانيف الشاملة العامل بالله شيخ وجيه الدين در احمدآباد داعى حق را لبيك اجابت فرموده و « شيخ وجيه دين » تاريخ يافته شد - رحمة الله عليه رحمة واسعة - و هم در اين سال شيخ چانيلده « 2 » ( ؟ ) خليفهء شيخ عبد العزيز دهلوى در قصبهء سيهنه بر مسند ارشاد استناد داشت ، رخت از عالم بست و يكى از مريدانش « حقيقت فقر » تاريخ يافت و در اين ايام جونپور از خان خانان تغير داده و حكومت ملتان و بكر به او مفوض داشته به تسخير ولايت سند و بلوچستان و رفع و دفع ميرزا جانى نامزد گردانيدند و در ماه ربيع الثانى سنهء تسع و تسعين و تسعمائة ( 999 ) خان خانان را با جمعى از امراى نامدار مثل شاه بيگ خان و سيد بهاء الدين بخارى و مير محمّد معصوم بكرى و ديگران بدان جانب رخصت كردند و صد فيل
هامش
( 1 ) . نسخه : سر سال .
( 2 ) . متن فارسى : شيخ جانيلدهه ( ؟ ) ، در ترجمهء انگليسى :Shaik Chayan Ladah( جلد 2 ، صفحهء 386 ) .