همه گنجينهء اقبال در دست لئام آيد * همه خونابهء ادبار در كاس كرام افتد
حقيقت گم كند سررشتهء تحقيق مقصد را * معانى از بيان ماند روابط از كلام افتد
زبان جهل جنبد بىمحابا در سخنرانى * مطالب نادرست آيد دلايل ناتمام افتد
دل مستكملان دهر در نقص ابد ماند * چو نارس ميوهيى كز شاخ ناگه نيم خام افتد
گرامى امّهات فضل را فرزند روحانى * ابو الآباى معنى شاه فتح الله شيرازى
دو صد بو نصر رفت و بو على تا او پديد آمد * بسى دارد قضا در نه دكان زينگونه بزازى
گهى با محمل مشاييان گرد زمين گردى * گهى با موكب اشراقيان گرد فلك تازى
مباهات از وجود كامل او بود دوران را * به دوران جلال الدين محمّد اكبر غازى
شهنشاه جهان را از وفاتش ديده پرنم شد * سكندر اشك حسرت ريخت كافلاطون ز عالم شد
و در تاريخ بيست و هفتم شهر رمضان المبارك اين سال عازم سير كابل شده از راه پكهلى به جانب قلعهء اتك عنان تافتند و در اين عطفه حكيم ابو الفتح در منزل دمتور عنان توسن زندگى به جانب آخرت تافت و در حسن ابدال مدفون گشت .
كاروان شهيد رفت از پيش * وان ما رفته گير و مىانديش
در حساب دو چشم يك تن كم * در شمار خرد هزاران بيش
و « خدايش سزادهاد » تاريخ يافته شد و در ظاهر اتك كه معسكر بود شاهزاده با محل به ملازمت آمد و از آن منزل شهباز خان به جهت دفع بقيهء افغانان يوسف زئى