تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منتخب التواريخ ( فارسى ) — صفحة 255

مساهمون:

ص٢٥٥
روى او را بعينه چون روى خوك ديد و ديگران نيز همچنين مىديدند ، نعوذ باللّه من شرور انفسنا ، ميرزا فولاد را به پاى فيل بسته در شهر لاهور گردانيد تا به درجهء شهادت رسيد و چون به سفارت حكيم ابو الفتح از وى پرسيده‌اند كه تو را تعصب در مذهب باعث بر قتل ملا احمد شده باشد ، جواب داده كه اگر تعصب مىداشتم بايستى كه به كلانترى از وى متعرض مىشدم . حكيم همين سخن را به عرض رسانيده گفت كه اين بد حرام‌زاده‌يى است ، نبايد زنده گذاشت . بنابر آن سياستش فرمودند و گرنه به تقريب مردانگى و شفاعت اهل حرم مىخواستند كه جان او را ببخشند و مقتول بعد از قاتل به سه چهار روز به مقر اصلى شتافت و شيعيان در وقت غسل بنابر قاعدهء مذهب خويش مىگويند كه ميخى در مقعد او كرده در ميان دريايى غوطه‌ها دادند و بعد از دفن او شيخ فيضى و شيخ ابو الفضل بر قبرش محافظان گماشتند و با وجود آن سالى كه به سير كشمير رفتند اهل لاهور شبى جثهء كثيف او را برآورده سوختند . و در بيست و دوم ربيع الثانى سال نهصد و نود و شش تحويل نوروز و ابتداى سال سى و سوم يا چهارم از جلوس واقع شد و دولتخانهء عام را كه صد و چهارده ايوان است در قماش‌هاى لطيف و پرده‌هاى مصور گرفته اقسام زينت و زيب عوام‌فريب دادند و انواع احكام مخالف شرع رواج يافت و « شيوع معصيت » تاريخ شد و هم در اين ايام قليج خان از گجرات آمده به ملازمت رسيد و اقسام پيشكش گذرانيد و حكم شد كه به اتفاق راجه تودرمل كه بسيار خرف و مبهوت شده و در اين ايام شبى او را حريفى از كمين به زخم شمشير مجروح ساخته و پوست مال گذشته بود در ديوان‌خانه مهمات ملكى و مالى بپردازد و در اين سال راجهء كماؤن از كوه سوالك كه ديدن پادشاهان را متخيلهء او و آبا و اجداد او - لعنة الله عليهم - تخيّل نكرده بود در لاهور به ملازمت رسيد و اقسام غرايب پيشكش آورد از آن جمله گاو قطاس و آهوى مشكين كه از گرمى هوا در راه مرده بود ، فقير ديدم كه به صورت روباه بود و دو دندان خرد از پيش برآمده و به جاى شاخ برآمدگى داشت و چون نصف اسفل پيچيده بودند به نظر درنيامد و مىگفتند كه آدمى نيز در آن كوه با بال و پر مىباشد و مىپرد و در آن ملك درخت انبه كه همه سال بردهد نشان دهند ،