تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منتخب التواريخ ( فارسى ) — صفحة 246

مساهمون:

ص٢٤٦
در مصالحه ديده بودند با يوسف خان حاكم كشمير آشتى نموده و زعفران‌زار حاصل شال و دار الضرب را به خالصه منسوب ساخته و عمال تعين نموده ولايت به تمام با يوسف خان بازگذاشته او را كه به اين معنى اشدّ رضا داشت همراه به ملازمت آوردند و چون اين صلح پسنديده نيفتاد جميع امرا ممنوع و محجوب گشتند آخر روز شرف آفتاب همه را طلبيده كورنش دادند و هم در روز تحويل ايلچى عبد الله خان و نظربى با فرزندان ملازمت نمودند و چهار لك تنكه به نظربى كه پانصد تومان عراق باشد انعام شد و نقل خط عبد الله خان اين است كه اسماعيل قلى خان و راىسنگه سرداران بلوچان را به درگاه آوردند و مان‌سنگه به كمك راجه تودرمل تعين يافت و خاطر از آن صوبه جمع ساختند و در بيست و چهارم ربيع الثانى سال نهصد و نود و چهار از اتك عازم لاهور شدند و از كنار آب بهت اسماعيل قلى خان را به جاى مان‌سنگه به دفع افاعنه و مان‌سنگه را به حكومت كابل تعين نموده سيد حامد بخارى را در پشاور به كمك اسماعيل قلى خان و ساختن راه نگاه داشتند و در هفدهم ماه جمادى الثانى در لاهور نزول واقع شد و مقارن اين حال سر پر شرعرب بهادر را كه در نواحى بهرايج به نوكران حكيم ابو الفتح جنگ كرده كشته شد و اكثرى مىگويند كه به اجل طبيعى درگذشته بود ، سرش بريده آوردند و غلتان غلتان از كوه كماون آمده به كنگرهء قلعهء لاهور قرار گرفت و آن فتنه و شور تسكين يافت و در نوزدهم شهر رجب دختر راى سنگه بهته را به شاهزاده سلطان سليم عقد بستند و در اوايل شعبان ، محمّد قاسم خان مير بحر و فتح خان فيلبان فوجدار جمعى از امرا به تسخير كشمير مرخص شدند و چون قبل از اين يوسف خان كشميرى را كه به عهد و قول راجه بهگوان داس آمده بود دربند كشيده مىخواستند كه متعرض قتل او شوند ، بهگوان داس به جهت رعايت حمايت و حميت خود را به جمدهر زد و براى شيخ عبد الرحيم شريكى غالب به هم رسيد و عاقبت در صحبت هم شركت به وى نمود و چون امرا در كوتل كتريل رسيدند ، يعقوب ولد يوسف كه به دربار داخل خاصّان بوده مانند مظفر گجراتى سى و چهل روپيه ماهانه داشته و گريخته به كشمير رفته و قاضى سنّى آنجا را به جهت تعصّب در رفض به دست خود كشته و بنياد افساد نموده نوكران پدر را به خود متفق ساخته