تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منتخب التواريخ ( فارسى ) — صفحة 245

مساهمون:

ص٢٤٥
مصاحبى غالب را به نفاق به باد داده آمده بودند و نفاق‌ها مشخص و معين گرديد ، چند روز از نظر مردود و از كورنش محروم مانده باز به همان درجه كه داشتند ، بلكه برتر از آن رسيدند و از فوت هيچ‌كدام از امرا آن‌قدر كلفت نكشيدند كه از مردن بيربر ، مىگفتند كه حيف كه جثهء او را نتوانستند از آن تنگى به درآورد تا به آتش مىرسيد ، باز تسلى به اين مىدادند كه چون از جميع قيود آزاد و وارسته و مجرد بود همين تابش نيّر اعظم پاك سازندهء او بس است ، هرچند احتياج به تطهير نداشت و چون غلغله چنان برخاست كه افغانان بر سر اتك مىآيند ، بنابر آن روز ديگر شاهزاده سلطان مراد را آن طرف آب سند ساگر گذرانيده راجه تودرمل را همراه او به دفع آن متمردان نامزد ساختند و بالاخره شاهزاده را طلبيده راجه به آن خدمت متعين شد و در آن كوهستان قلاع متعدد ساخت و از آن طرف مان‌سنگه كه بر سر تاريكيان نامزد شده بود ، خلقى كثير را از ايشان مقتول و اسير ساخت و در اين وقت خبر رسيد كه مير قريش ايلچى عبد الله خان به مصحوب‌نامه و نظربى اوزبك حاكم بلخ با سه پسر خود از خان رنجيده به ملازمت مىآيند . بنابر آن شيخ فريد بخشى و جمعى را از احديان به استقبال آن كاروان فرستادند و اين جماعت به معاونت ايشان را از كوتل خيبر گذرانيدند و تاريكيان سر راه گرفته و جنگ كرده شكست يافتند . و در بيست و پنجم ربيع الاول سنهء مذكور تحويل نوروز و شروع در سال سى و يكم و به‌طور نظامى سى و دوم از جلوس واقع شده ديوان‌خانهء اتك را آيين بسته مير قريش را در آن روز كورنش دادند و مان‌سنگه در آن جشن به ملازمت رسيد و شيخ فيضى قصيدهء تهنيت گفت كه مطلعش اين است :
فرخنده باد يا رب بر مملكت‌ستانى * از مبدأ خلافت آغاز قرن ثانى
مخفى نماند كه در اين محل شبهه از ممرّ تعين ابتداى سال جلوس به خاطر مىگذرد و عذر آن بالا سبق ذكر يافته ظاهرا پسر ميرزا كه محمّد شريف نام دارد و تنقيح سنوات تاريخ نظامى بعد از وفات پدر كرده آنجا بايد ديد كه رفع تناقض شود و در اين ايام ميرزا شاهرخ و راجه بهگوان داس و شاه قلى خان محرم كه به سرحدّ كشمير در كوتل پهو لباس رسيده ، به جهت رسيدن خبر شكست زين خان مصلحت