تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منتخب التواريخ ( فارسى ) — صفحة 19

مساهمون:

ص١٩
تخمينا به جونپور رسيد و حشم و خدم خان زمان تمام در جنگ به غارت رفت و زمانىكه خان زمان از سر سفره برخاست ، غنيم سفره را همان‌طور گسترده يافت و شروع در تاراج كرد . عاقبت خان زمان با جمعى معدود برآمده دمار از روزگار افغانان برآورد و كشت و اسير ساخت و چندان غنيمت يافت كه لشكرش را آرزوى هيچ چيز نماند و الحق به اقبال شاهنشاهى فتوحاتى كه او و برادرش با جماعت خويش در شرق رويهء هندوستان نمودند از كم كسى به وجود آمد و اگر داغ معصيت بر جبين اخلاص نمىنهادند اين هر دو برادر سمت پادشاه نشانى داشتند . اما آخر الامر آن همه تردد و سعى را به خاك سلطانى و خانى و درجهء امير الامرايى رسانيديم ، اما چون پرداخت دولت و جاه در حوصلهء تو نيست ، احتمال‌انگيز فتنه و فساد در تو باقى است ، بنابراين از تو هم چند روز اسباب غرور تو را انتزاع مىنماييم تا مزاج فاسد و دماغ مغرور تو به حال آيد . الان مناسب چنان است كه علم و نقاره و اسباب حشمت را بسپارى . پير محمّد خان به موجب فرموده عمل نموده آن موادّ پندار را كه خيلى مردم امّى را مخبّط ساخته و مىسازد و از جادهء مروت و فتوت انداخته و مىاندازد و با غول بيابان رفيق گردانيده و مىگرداند در لحظه‌يى به كسان خانى سپرد و همان ملّا پير محمّد كه بود شد بلكه بدتر از آن گشت .
عاريّت است هرچه دهد گردش سپهر * عارض بود بياض كه بر گرد آسياست
و مقارن آن حال مولانا را به قلعهء بيانه فرستادند در آنجا محبوس بود و از آنجا هر چند رساله‌يى در باب برهان تمانع كه عبارت است از ماحصل كريمهء لو كان فيهما الهة الّا اللّه لفسدتا ، در ميان متكلمين بحث مشهور است و غير آن به نام خان خانان نوشته و وسيلهء استشفاع و استخلاص خود ساخته فرستاد سودمند نيامد .
دل شيشه‌يى است چون شكنى كى شود درست * ظرف كلال نيست كه سازى و بشكنى
بعد از چند روز او را از بيانه به حكم خان خانان به مكهء معظمه فرستادند و هنوز در گجرات بود كه فترات خانان شد و او بازگشته به ملازمت شاهنشاهى رسيد و خطاب ناصر الملكى يافته به تعاقب خان خانان نامزد گشت ، چنانچه به جاى خود مذكور شود ، ان شاء الله تعالى . و منصب وكالت خان خانان به جاى پير محمّد خان به