تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منتخب التواريخ ( فارسى ) — صفحة 18

مساهمون:

ص١٨
آرام جان را به گمان آنكه اول از او بود از منزل عبد الرحمن طلبيده با وى صحبت داشت و مؤيد بيگ برادر خرد عبد الرحمن بيگ از روى غيرت جمعيت به هم رسانيده قصد بالاخانه‌يى كه شاهم بيگ با آرام جان بر آن بود نمود و شاهم بيگ به مدافعه برخاست و جنگ شد در آن حالت مستى تيرى به مقتل او رسيد و به آن درگذشت و اين مصراع تاريخ يافتند كه :
برداشت آه و گفت كه شاهم شهيد شد
مخفى نماند كه چون عدد آه ساقط گردد نهصد و شصت و سه تاريخ مىشود با وجود اين در اينجا تردد است كه آيا قضيهء شاهم بيگ در اين سال واقع شده يا در سال گذشته و قياس ثانى است ، و الله اعلم . و عبد الرحمن بيگ خلاص يافته به درگاه آمد و تربيت يافت و خان زمان لباس ماتم پوشيده تا به آب گنگ تعاقب عبد الرحمن بيگ نمود و بر مقصود دست نيافته با چشم گريان و دل بريان مأيوس بازگشت .
در ماتم شمس از شفق خون بچكيد * مه روى بكند و زهره گيسو ببريد شب جامه سياه كرد ازين ماتم و صبح * برزد نفسى سرد و گريبان بدريد
و خان زمان در آن چند سال به اندك مردم با فوج بسيار از افغانان جنگهاى مردانه كرده فتح نمود و جنگهاى او كارنامه‌يى بود بر جريدهء روزگار ، از آن جمله جنگ لكهنو است كه حسن خان بچگوتى با بيست هزار كس آمد و خان زمان مجموع از سه چهار هزار كس زياده نداشت و تا زمانىكه غنيم از آب كروى گذشته با فوج بهادر خان جنگ انداخته است او خود را مشغول به خوردن طعام داشته ، باز چون خبر آوردند كه غنيم درآمده رسيد ، گفت بساط شطرنج بياوريد . او به فراغ بال بازى مىكرد . باز گفتند كه فوج بيگانه مردم ما را برداشت آن زمان سلاح طلبيده پوشيده و زمانىكه سراپرده‌ها را به تاراج مىبردند ، تمام لشكر او پريشان شده بود ، بهادر خان را گفته حالا تو برو . بعد از آن خود به اندك مردمى كه داشت طبل نواخته به جنگ درآمد و خصم را برداشت و تا هشت و هفت كروه تعاقب نموده از كشته پشته و از مرده توده ساخت و مظفر بازگشت و هم‌چنين در جونپور با گوريه كه خود را سلطان بهادر خطاب كرده و سكه و خطبه خود را در بنگاله خوانده با سى چهل هزار سوار
منتخب التواريخ ( فارسى ) — صفحة 18 | توفيق سبحانى / عبد القادر بن ملوك شاه بداونى