تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منتخب التواريخ ( فارسى ) — صفحة 236

مساهمون:

ص٢٣٦
جان و ناموس و دين را فداى اخلاص ساختند و چندان ارواح مقدس در سر اين امتحان شد كه در حصر نيايد و هر دوازده نفر نوبت به نوبت و مثل به مثل مريد شده موافقت در مشرب و مذهب مىنمودند و به جاى شجره شبيهى داده آن را علامت اخلاص و مقدمهء رشد و دولت مىدانستند و در غلافى مرصع به جواهر پيچيده بالاى دستار مىگذاشتند و الله اكبر در عنوان نامه‌ها قرار يافت و قمار و ربا حلال شد و ديگر محرمات بر اين قياس و قمارخانه در دربار بنا كرده زرى به سود به مقامران از خزانه مىدادند و سود و شتل داخل كفايت مىشد و دختر پيش از چهارده سالگى و پسر را به شانزده سالگى نكاح بستن منع فرمودند و قصهء زفاف حضرت ختمى پناه - صلى الله عليه و آله و سلم - با صديقه - رضى الله عنها - را مطلقا منكر بودند و مطاعن ديگر را چه گويد كه اين اسماع پر از زيبق باد تا چه‌ها كه نشنود و زلات جميع رسل را - صلوات الله و سلامه عليهم اجمعين - مطلقا وسيلهء انكار ساختند ، خصوصا قصهء داود - عليه السّلام - و اوريا و امثال اين و هركه را نه بر وفق اعتقاد خويش مىيافتند كشتنى و مردود و مطرود ابدى مىدانستند و نام وى فقيه ماندند و عدو دولت و بر حكم :
آنچه بكارند همان بدروند
خود هم در آفاق به ضلال دين اكفر مشهور شدند و مجتهد مرشد به ابو جهل شهرت يافت آرى جار الامير و خان الوزير و رياست دنيوى تبع رياست دينى آمد و از مهمات اينها را هم دانستند و باقى طفيلى و از براى شكستن دكان ناموس دين حكم فرمودند كه دكانهاى نوروزى را گاه گاهى براى تماشاى بيگمان و اهل حرم و عفايف مخدّرات خاص و عام خالى سازند و آنجا زر مىبخشيدند و مهم‌سازى بيرونيان و نسبت مناكحت و مواصلت ابنا و بنات در آن مجلس قرار يافت و غير از منصب و جهت اخلاص كفايت ديگر منظور نبود و هرچند به رفع اين قيد مقيد شدند با كفار هند كه ناگزيرند و نصف لشكر و ولايت از ايشان خواهد بود و الوس صاحب شوكت ديگرنه در مغل نه در هندوستانى مثل ايشان است پس نتوانستند آمد و اقوام ديگر را هر نوع كه خواستند مالش و كوبش دادند و ناموس و غيرت و اتفاق از ايشان بالكل مسلوب بود ، در اين ايام اعظم خان از حاجىپور پتنه به موجب وعده به
منتخب التواريخ ( فارسى ) — صفحة 236 | توفيق سبحانى / عبد القادر بن ملوك شاه بداونى