تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منتخب التواريخ ( فارسى ) — صفحة 234

مساهمون:

ص٢٣٤
نمىخواست كه از او جدا شود ، آخر جلال خان قورچى رفته به ميعاد آورد و در اين ايام اعظم خان از حاجىپور به ايلغار در اله‌آباد آمده ملازمت نمود و مرخص شده زود بازگشت تا لشكر خود را بيارد و امرا در آن شهر طرح عمارات عالى انداختند و قرار يافت كه پاىتخت بعد اليوم همان باشد و سكهء نو زدند و شريف سرمدى چوكىنويس كه كسى در حق او گفته كه :
دو چوكى نويسند هر دو كثيف * يكى نانفيس و دگر ناشريف
سجع سكه اين بيت يافت :
هميشه چون زر خورشيد و ماه رايج باد * به شرق و غرب جهان سكّهء اله‌آباد
و در اين ايام ملا الهداد امروهه و ملا شيرى به جهت خوش‌آمد كه به صدارت ميان دو آب پنجاب متعين بودند آمده ملازمت كردند و ملا شيرى به جهت خوش‌آمد منظومى هزار شعاع نام در تعريف آفتاب مشتمل بر هزار قطعه گذرانيد و بسيار مستحسن افتاد . و در ماه ذى حجهء اين سال از آنجا مراجعت نموده به قصد اصلاح خلل گجرات عازم فتح‌پور شدند و در نواحى اتاوه خبر فتح ميرزا خان رسيد . و در شهر صفر سنهء اثنى و تسعين و تسعمائة ( 992 ) چون به پايتخت آمدند فرامين عنايت‌آميز به نام امراى گجرات صادر شده ، ميرزا خان را خطاب خان خانانى و اسب و خلعت و كمر خنجر مرصع و تمن طوغ و منصب پنج هزارى كه نهايت معراج امراست بخشيدند و نظام الدين احمد را نيز كه باعث تردد فتح آن ولايت او بود به اسب و خلعت و زيادتى منصب سرافراز ساختند و مناصب ديگران نيز ده بيست و ده سى فراخور احوال هريك افزودند . و در اين ايام فقير را ترجمهء كتاب راماين فرمودند كه در تصنيف بر مهابهارت سبقت دارد و بيست و پنج هزار شلوك است و هر شلوك فقره‌يى است شصت و پنج حرفى و آن افسانه‌يى است در ذكر رام‌چند راجهء شهر اوده كه او را رام هم مىگويند و هندوان به طريق حلول به خدايى مىپرستند و مجمل آن اين است كه سيتازن او را ديوى ده سر راون نام حاكم جزيرهء لنكا فريفته بود و رام‌چند با لچهمن برادر خويش به آن جزيره رفته و لشكرى بىشمار از ميمونان و خرسان [ كه ] عدد آن