تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منتخب التواريخ ( فارسى ) — صفحة 232

مساهمون:

ص٢٣٢
تسلى دل خود دادند و گذشت و قلقچيانى كه نوكران ميرزا خان بودند ، چون دولت خان افغان لودى و ملا محمودى و ديگران عرض كردند كه از اينكه ما ملازم شما شديم گناهى نكرديم ، چه لازم كه چندين مغلوب و منكوب نوكران پادشاهى باشيم و ايشان همه تقدم و تفوق در مجالس بر ما نمايند . چرا در تسليم و توره و توزك با ما مساوى نباشند ؟ ميرزا خان را اين مقدمات واهى دلفريب مقبول و معقول افتاده ، سر و پا و اسب بسيار از براى هر فردى از اعيان امرا طيار ساخته و نام‌نويس گردانيده ، مجلس عالى ترتيب داد و خود در جامه خانه رفته مقيد به امر اجلاس و الباس گرديد و نظام الدين احمد را كه وقتى از اوقات بيرام خان خان خانان همشيرهء او را در حبالهء خويش داشت طلبيده اين مصلحت با وى در ميان نهاد . او به نصيحت گفت كه اين نابينان شما را بدنفسى بر اين دارد ، اگر پادشاه اين معنى را شنوند چه فرمايند و بر تقدير تسليم از شما چه مناسب كه شهاب الدين خان را كه هم به اعتبار منصب پنج هزارى و هم به سال كلان‌تر باشد تسليم فرمايند و بر اين قياس از اعتماد خان گجراتى كه وقتى از اوقات بيست هزار سوار داشت تسليم براى شما چه لطافت دارد و پاينده محمّد خان مغول خود بر سر اين معنى انكار صريح آورده ، شايد جهل ورزد و ديگران خود در چه حساب‌اند . ميرزا خان اين راى را پسنديده از آن داعيه درگذشت و بعد از سه روز از اين فتح قليج خان و امراى ديگر مالوه به احمدآباد رسيدند و چون شنيدند كه مظفر از معمورآباد كه بر كنار درياى مهندرى است به كنبايت رفته و مقدار دو هزار سوار از گريختگان به او جمع آمدند . ميرزا خان با امرا به آن جانب به رسم تعاقب رفت و مظفر خود را به بروده و از آنجا به سمت راج پيپله و نادوت كشيد و ميرزا خان به بروده آمده لشكرى بر سر دولت نام نوكرى از مظفر بر در كنبايت فرستاده آن را مستخلص گردانيده به نادوت شتافت و قليج خان و ساير امراى كبار را به كوهستان قلب كه مظفر پناه به آن برده بود نامزد گردانيد و همه‌جا نظام الدين احمد باعث حركت قسرى اين جماعت شده كه باعث احمال و اثقال محتاج به جرّثقيل بسيار بودند ، ترددهاى مردانه خارج از اندازهء منصب محقر خود ، بلكه از طوق بشرى نمود تا به سعى او جنگ عظيم مانند جنگ