تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منتخب التواريخ ( فارسى ) — صفحة 230

مساهمون:

ص٢٣٠
نوكرانش به يك قلم به مظفر درآمدند ، پيش از اين قضيه شير خان به پنج هزار سوار در نواحى قصبهء ميانه پانزده كروهى پتن رسيد و شهاب الدين احمد خان و اعتماد خان بعد از تذبذب و شتردلى قرار برفرار به جانب جالور دادند و به سعى نظام الدين احمد در پتن ماندند و ديگر سرداران را مع سپاهيان كارآزموده كه جمعيت ايشان از دو هزار سوار بيش نبود همراه نظام الدين احمد دادند و جنگى عظيم ميان فريقين روى داده نسيم فتح و نصرت بر پرچم و رايت « 1 » نظام الدين احمد و زيد و شير خان هزيمت يافته به جانب احمد آباد شتافت و هرچند نظام الدين احمد بجد شد كه به همين فتح تعاقب نموده بر سر احمدآباد بايد رفت ، امرا قبول نكردند و اين خود عين صلاح وقت بود ، چه هنوز آگاهى از معاملهء قطب الدين محمّد خان نداشتند و در اين جنگ غنيمت بسيار به دست اين امرا افتاد تا كرى رسيده مدت دوازده روز انتظار سپاهيان كه با غنايم اموال به پتن رفته بودند مىبردند . در اين حال خبر رسيد كه مظفر قلعهء بروده را كه ديوار كهنه چون بناى عهد او و راى قطب الدين محمّد خان داشت به ضرب توپ انداخت و قطب الدين محمّد خان كه اساس عمر او از آن هم سست‌تر بود ، زين الدين را براى گرفتن قول و قرار نزد مظفر فرستاد . مظفر در ساعت زين الدين را با هزار ساله‌ها برابر ساخت و خواجگى محمّد صالح صدر ماضى را كه همراه اعتماد خان نامزد بود به ملاحظهء بزرگ‌زادگى جان‌بخشى نموده رخصت حج داد و قطب الدين محمّد خان را كه ديدهء بصيرتش از آسيب اجل كور و كشتى او از مظالم پر شده بود ، امان داده از قلعه برآورده و او از عذر مظفر متفطّن نشده به عجز تمام آمده او را ديده و تسليمات بىحد نمود .
قضا شخصى است پنج انگشت دارد * چو خواهد كز يكى كامى برآرد دو بر چشمش نهد ديگر دو بر گوش * يكى بر لب نهد گويد كه خاموش
مظفر در وقت ديدن به تعظيم تمام استقبال نموده او را بر نمد تكيهء خاصه جاى داده و به استمالت پيش‌آمده نمىخواست كه متعرض قتل او شود ، آخر به اغواى نوارى نام زمين‌دار راج پيله و ديگر سپاهيان او را چون اموال قارون مدفونش به
هامش
( 1 ) . در متن فارسى : بر پرچم رئت ( ؟ )