تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منتخب التواريخ ( فارسى ) — صفحة 228

مساهمون:

ص٢٢٨
شيعى پر ساخته آب آن‌را بركشيدند و آب حوض بيشتر از آن دو برآمد و چون گفتند كه سنّيان و شيعيان از هم جدا شوند ، هندوستانيان به يك قلم به سنّىگرى و عراقيان به تشيع قايل شدند و بارها گفته شده كه جزئيات و خصوصيات اين وادى را نطاق نطق نمىتواند به بيان آورد . بنابر آن تقاعد از آن نموده در پى مقصود مىرود چون اعتماد خان به تفويض حكومت ولايت گجرات كه معراج مدعاى وى بود نامزد شده به سروهى رسيد آنجا را از سرنال انتزاع نموده و حوالهء جكمال برادر رانا كرده به اتفاق امراى نامزد در دوازدهم شهر شعبان اين سال به احمد آباد رسيد و شهاب الدين احمد خان كه حاكم مستقل آنجا و دافع آفات و فتن بود به عزيمت در خانه بيرون برآمده در محلهء عثمان‌پور فرود آمد و اعيان نوكران او كه از اين تغير و تبديل كاره بودند جدا شده به اتفاق ديگر واقعه‌طلبان در كتهىوار به طلب مظفر ابن سلطان محمود گجراتى ، كه از درگاه فرار نموده و در آن پشته التجا به خويشان مادرى برده روزى به شبى مىآورد ، رفته به سلطنت برداشتند و اعتماد خان هرچند شهاب الدين احمد خان را باعث بر تسلى آن جماعت شد قبول نكرد و گفت اينها از خدا اين‌طور روزى مىخواستند و قصد هلاك من داشتند ، حالا كار از صلاح من گذشته است شما دانيد و اين ملك . و به قصبهء كرى كه بيست كروهى احمدآباد است رفت و يك دو كسى از جانب اعتماد خان و نظام الدين احمد رفته آن برگشتگان را تسكين دادند هم صورت نبست و بيست و هفتم شعبان مظفر با كاتهيان و مغولان مفتن به دولقه كه دوازده كروهى احمدآباد است رسيد و در همين حين اعتماد خان و نظام الدين احمد شهر را خالى ساخته به اتفاق براى بازگردانيدن شهاب الدين احمد خان بكرى رفتند و او را به اين نوع تسلى دادند كه پرگنات سابق به دستور قديم به جايگير وى بازگذارند و دو لك روپيه نقد نيز به مساعدت بدهند و محافظت شهر را به عهدهء شير خان ولد اعتماد خان و مير محمّد معصوم بكرى و جماعت گذاشتند تا آنكه از آنجا بيايند و لشكر پريشان را سامان دهند . مظفر روز ديگر از آنجا روان شد و بعضى مجاوران سركج كه سه كروهى احمدآباد است از مزارات سلاطين ماضيه چترى طيار گرفته به طريق تفاؤل بر سر او نهاده تهنيت به سلطنت دادند مژده از غيب شنيده به شهر درآمد . چون دو امراى كهنه فعله كه اين