اكل و شرب خصوصا لحم نمودند و موى تارك سر را حلق كرده اطراف را نگاه داشتند به گمان اينكه روح كاملان مكمل از راه هامه كه منفذ دهم است خروج مىكند و در آن وقت آوازى چون رعد صاعقه مىكند و آن دليل سعادت و نجات ميت است از گناهان و علامت حلول روح است به مذهب تناسخ در بدن پادشاهى ذى شوكتى صاحب اقتدارى نافذ الامرى و روش خود را به توحيد الهى موسوم ساختند .
دنيا به مراد خواهى و دين درست * اين هر دو نباشد نه فلك بندهء تست
و جماعت خاص خيلان مريد را موافق اصطلاح جوگيان چيله ناميدند و طايفهء ديگر اراذل شيّاد صياد زبون كه راه اندرون دولتخانه نداشتند هر صباح در وقت عبادت شمس به جهرو كه تا طلعت مبارك نمىديدند مسواك و طعام و آب بر ايشان حرام بود و در هر شبى صاحب حاجتى و نيازمندى از هندو و مسلم و انواع طوايف مرد و زن صحيح و سقيم را آنجا بارعام بود و كاروبارى طرفه و هنگامهء گرمى و ازدحامى عظيمى و همينكه از تسبيح هزار و يك نام نيّر اعظم فارغ شده از حجاب برمىآمدند اين جماعت در سجود مىافتادند ، برهمنان مكّار طرّار هزار و يك نام ديگر را براى حضرت نيّر ترتيب دادند و ايشان را به طريق حلول چون رام و كرشن و ساير سلاطين كفره عقيده داشته مىگفتند كه خود صاحب عالم به اين صورت برآمده بازى مىكند و از براى خوشآمد شعرهاى هندى را از زبان دانايان سابق نقل كرده مىگذرانيدند ، به اين مضمون كه پادشاه عالمگيرى در هند پيدا شود كه برهمنان را احترام كند و محافظت گاو نمايد و گيتى را به عدل نگاهبانى كند و در كاغذهاى كهنه آن خرافات را نوشته مىنمودند و همه [ را ] باور مىافتاد .
خوش آمد هركه را گفتى خوشآمد
و يكها را از طوايف مختلف هركه باشد احدى خواندند كه در عالم توحيد اخلاص درست دارند و لشكرى كه در طوفان آب و آتش خود را بزند ايشان خواهند بود .
دلا جان باختن دعوى مكن چندانكه يار آمد * شود معلوم كار هركسى چون وقت كار آيد
و در اين سال درون ديوانخانه خاص فتحپور ده اندر ده حنفى و قلتين شافعى و