تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منتخب التواريخ ( فارسى ) — صفحة 226

مساهمون:

ص٢٢٦
از روى ستيزه وقت مراجعت زمانى كه قتلو در جلو شيخ روان بود سر راه گرفت و به جنگ پيش‌آمد و شاهو با جمعى كثير كشته شد و شيخ فريد به سلامت به درآمد . و در اين سال برهان الملك برادر مرتضى نظام الملك حاكم دكهن از پيش برادر گريخته بود ، اول در مالوه نزد قطب الدين خان آمده از آنجا حسب الحكم در ماه رجب اين سال به ملازمت پيوست و قبل از آن مجهولى كوچه‌گردى كه خود را به دروغ برهان الملك نام كرده به درگاه آمده و در اوده جايگير يافته بود به موجب لابرهان له گريخته در ميان جوگيان مخفى گشت و بعد از هفته‌يى او را از آن جماعت پيدا ساخته محبوس گردانيدند و بعد از آن احوال آن مجهول نسب معلوم نشد كه خرى زيست و خرى بود و خرى مرد و در اين ايام بيرون شهر دو محل از براى اطعام فقراى مسلمان و هندو بنا فرموده يكى را خيرپوره و ديگرى را دهرم‌پوره ناميدند و چندى از كسان شيخ ابو الفضل موكل بوده از زر پادشاهى به فقرا طعام مىدادند و چون جوگيان خيل خيل مىآمدند براى ايشان سراى ديگر آبادان ساخته جوگىپوره نام نهادند و شب‌ها با چندى معدود به خلوت رفته به آن جماعت صحبت مىداشتند و مجهولات حقايق مختلفه و اعتقادات و اشتغال و مراقبه و سلوك اطوار و جلسات و حركات و سكنات و خلع بدن و كيميا و سيميا و ريميا از ايشان معلوم شد و كيمياگرى خود آموختند و آن طلا به مردم نمودند و شبى معهود كه به سالى يك بار مىآيد و مجمع عظيم از جوگيان اطراف و اكناف در آن شب مىشود و آن را سيورات مىگويند با بزرگتران ايشان هم‌نواله و هم‌پياله شده بشارت عمر دراز كه سه چهار بار از عمر طبيعى زياده باشد شنيده متيقن شدند و آن مقدمات را با ساير قراين منتظم گردانيده كالنّقش فى الحجر ساختند و حكماى نازنين پيش‌بين تأييد مىآوردند كه چون نقصان اعمار به تقريب دور قمرى بود و آن خود منقرض شد ، حالا نوبت دور زحل رسيده كه مجدد اطوار ادوار و مورث طول اعمار است ، چنانچه در كتب سماوى هم مذكور شده كه بعضى تا هزار سال زندگانى كرده‌اند و در كتب هندى خود عمر آدميان ده هزار سال نوشته‌اند و بالفعل در كوه تبّت طايفهء لامه كه از نسّاك خطاييان و زهّاد و عبّاد ايشانند دو صد ساله و زياده هم ديده شده‌اند ، بنابراين به جهت موافقت آن طايفه تقليل در مباشرت و
منتخب التواريخ ( فارسى ) — صفحة 226 | توفيق سبحانى / عبد القادر بن ملوك شاه بداونى