متروك نماند عاقبت به تقريبى حكم به اخراج وى كرده در بكر فرستادند و حالا در شهر خود است و اكثرى از آن معبران و مترجمان در اين ايام با كوران و پندوان محشورند و باقى ماندگان را خداى تعالى نجات بخشد و توبه كرامت فرمايد و عذر من اكره و قلبه مطمئنّ بالايمان مسموع دارد
وَ أَنَّ اللَّهَ هُوَ التَّوَّابُ الرَّحِيمُ
و آن را رزمنامه ناميده مصور و مكرر نويسانيده به امرا حكم انتساخ تيمّنا و تبرّكا صادر شد و شيخ ابو الفضل برعكس تفسير آية الكرسى كه تأليف داده بود ، خطبه نيز به مقدار دو جزو بر آن نوشت نعوذ بالله من الكفريّات و الحشويّات . جامع اوراق عفى الله عنه معروض مىدارد كه در وقايع اين سال كه بنابر غرضى به طريق استطراد و اجمال رقمزدهء كلك سريع السير شده اگر ضبط تاريخ و ملاحظهء تقديم و تأخير ننموده باشد مؤاخذه نفرمايند .
چون سال بيست و هشتم جلوس سرآمد ، نوروز بيست و نهم موافق بيست و پنجم ماه صفر سنهء احدى و تسعين و تسعمائة ( 991 ) بنياد شد و به دستور سابق دوكانها را بر امرا تقسيم نموده و آيين بسته انواع جشن و سرور و عيش به ظهور آمد و شاه فتح الله در دوكان خود انواع هنرمندى نمود ، از آن جمله جرّاثقال و غرايب ديگر بود و بعضى از احكام اختراعى در اين ايام نيز فرمودند . از آن جمله ذبح جانور مطلقا در روز يكشنبه به جهت آن روز به آفتاب خصوصا در اين هيجده روز در تمامى ماه آبان كه ماه ميلاد است و بعضى ايام معهود به جهت رعايت خاطر هنود در جميع ممالك محروسه منع كردند و هركسى كه در اين ايام مباشر اين جريمه مىشد به سياست مىرسيد و خانمان او به تاراج مىرفت و خود مدت پرهيز را از مطلق گوشت در تمام سال به تقريب رياضت و ايام متفرقه به شش ماه ، بلكه زياده رسانيدند و داعيه چنان است كه به تدريج بالكل ترك كنند و عبادت آفتاب را روزى چهار وقت كه سحر و شام و نيمروز و نيمشب باشد لازم گرفتند و هزار و يك نام هندى آفتاب را وظيفه ساخته نيمروز متوجه آن شده به حضور دل مىخواندند و هر دو گوش گرفته و چرخى زده مشتها بر بناگوش كوفته حركاتى ديگر نيز از اين قبيل بسيار بود و قشقه كشيدند و نوبت نقاره يكى در نيمشب و يكى در وقت طلوع قرار يافت و مساجد و صوامع فراشخانه و چوكى خانه هندوان شد و به جاى