بيشتر از ايام ديگر تعظيم داشته امرا را به زيادتى منصب و جايگير و اسب و خلعت فراخور مهمانى و پيشكش ممتاز گردانيدند .
و در اين محل شاهم خان جلاير از بنگاله و راجه بهگوان داس « 1 » از لاهور آمدند و در مدت غيبت اعظم خان و ساير امرا كه از حاجىپور به پاىتخت آمده بودند خبيثه بهادر نام نوكرى از معصوم خان كابلى با ترخان ديوانه و سرخ بدخشى در بهار خلل انداخت و محمّد صادق خان به اتفاق محب على خان در جنگ بر ايشان غالب شد و خبيثه به قتل رسيد .
و در اين سال شاهزاده سلطان سليم به استقبال گلبدن بيگم و سليمه سلطان بيگم كه از حج مراجعت نموده بودند به اجمير رفت و در اين ضمن تطفّلا زيارت روضهء مطهره نيز واقع شد و نذرها موقوف ماند و در همين ايام محمّد صادق خان از بهار آمد و به زودى به اتفاق اعظم خان به دفع معصوم كابلى مأمور شد و رفتند و شاه قلى خان محرم و شيخ ابراهيم چشتى و ديگر امرا كه در لشكر كابل نرفته بودند ، به كمك صادق خان نامزد گشتند و در اين هنگام شاه ابو تراب و اعتماد خان گجراتى كه با هم به سفر حجاز رفته بودند رسيدند و سنگى گرانوزنى كه فيلى قوى هيكلى مىبايست تا آن را بردارد و نقش پاى بر آن ظاهر بود همراه آوردند و شاه ابو تراب مىگفت كه اين نقش قدم حضرت رسالت - صلى الله عليه و سلم - است .
بر لوح سر تربت خود نقش تو كنديم * تا روز قيامت سر ما و قدم تست
و تا چهار كروه راه به استقبال رفتند و امرا را به نوبت فرمودند تا برداشته چند قدم راه ببرند و به اين دستور به شهر رسانيدند .
و در نوزدهم ماه شعبان وزن شاهزاده بزرگ شد و در اين سال يا در سال آينده شيخ عبد النبى و مخدوم الملك كه اخراج موبّد يافته بودند ، اخبار ميرزا محمّد حكيم و ياغىگرىهاى امرا شنيده از مكّه به گجرات آمدند و طمع در رياست سابق بسته از سر الزّايل لا يعود غافل بردند .
دنيا فراخست اى پسر تو گوشهيى ما گوشهيى * همچون ملخ از كشت شه تو خوشهيى ما خوشهيى
هامش
( 1 ) . متن فارسى : بهگونته داس