صحبت دارد يا به خانه ببرد اول نام و نسب خود بنويساند آنگاه به اتفاق تمغاچيان جماع هرچه خواهد كند و بىاين صورت نگذارند كه اهل طرب را مردم شب به خانهء خود برند تا تصرفى تمام كنند و اگر كسى خواهد كه بكارت آنها ببرد ، اگر خواستگار از مقربان نامى است داروغه به عرض رسانيده رخصت از درگاه بگيرد و الا نه . در اين صورت هم لوندان كارها به لباس مىكردند و از سرمستى و سفاهت خونريزىها مىشد و هرچند به قصاص مىرسيدند طائفهء ديگر به فخر و مباهات مباشر آن امر مىگشتند .
حسن بىپايان او چندانكه عاشق مىكشد * زمرهء ديگر به عشق از غيب سر برمىكنند
و از فواحش چندى را كه مشهور بودند پنهانى طلبيده تحقيق مىنمودند كه بكارت آنها را كه برده باشد و بعد از نام گرفتن امراى نامدار معتبر را تعذيب و تنبيه بليغ نموده روزگارى دراز محبوس مىداشتند و از اين جماعت يكى نام راجه بيربر كه خود را مريد به اخلاص مىگرفت و در مراتب چهارگانه پيش پيش رفته با مهمات فضايل اربعه متصف ظاهر مىساخت و از بنات خود هم نمىگذشت برد و او آن زمان در پرگنهء كرّه « 1 » به جايگير خود بود . چون اين خبر پردهدرى به وى رسيده خواست كه جوگى شود ، فرمان طلب مشتمل بر استمالت او رفت ، به درگاه آمد ديگر تحريم گوشت گاو و تغليط در آن باب و منشأ آن اين بود كه چون از خردسالى باز صحبت با هنود رنود داشته تعظيم گاو كه باعث قوام عالم است به زعم ايشان در خاطر مركوز بود و دختران راجههاى عظيم هند كه خيلى به تصرف درآورده بودند تصرف در مزاج كرده از خوردن گوشت گاو و سير و پياز و صحبت با ريشدار و امثال آن كمال احتراز داشتند و دارند و رسم و بدعت اهل هند را در مجلس بهطور خود مىكردند و مىكنند . بنابر دلجويى و پيروى خاطر ايشان و قبايل ايشان از آنچه مكاره طبيعى آن جماعت بود بالكل بازماندند و نهايت مرافقت و موافقت مردم در تراشيدن ريش دانستند و اين فعل شايع شد و مفاعيل و تفاعيل ريشتراش دلايل گذرانيدند كه ريش از خصيتين آب مىخورد و لهذا هيچ خواجهسراى را چون ريش نبينند در نگاه داشتن آنچه ثواب و چه خطر باشد و نيز پيشينيان مرتاض نگاه داشتن
هامش
( 1 ) . در متن فارسى : كوره ، از ترجمهء انگليسى ، جلد 2 ، صفحه 312 اصلاح شد .