اشياى قيمتى گوناگون ترتيب نموده و پردههاى فرنگى و تصويرهاى بىنظير گرفتند و سراپردههاى عالى افراشتند و بازار آگره و فتحپور را نيز به اين دستور آراسته تا هيجده روز درست جشن عالى داشتند و اقسام طوايف اهل نغمه و ساز هندى و فارسى و ارباب طرب از مرد و زن هزاران هزار طلبيده هر روز در ايوان يكى از امراى نامدار آمده و صحبت داشته پيشكش معتبر و اسباب مهمانى از او مىگرفتند و چون در زعم خويش مقرر ساختند كه هزار سال از زمان بعثت پيغمبر - عليه السلام - كه مدت بقاى اين دين بود تمام شد و هيچ مانعى براى اظهار دواعى خفيه كه در دل داشتند نماند و بساط از مشايخ و علما كه صلابت و مهابت داشتند و ملاحظهء تمام از آنها بايستى نمود خالى ماند ، به فراغ بال در صدد ابطال احكام و اركان اسلام و بربست ضوابط و قواعد نو مهمل و مختل و ترويج بازار افساد اعتقاد درآمده ، اول حكمى كه فرمودند اين بود كه در سكه تاريخ الف نويسند و تاريخ الفى از رحلت نويسانند و اختراعات ديگر عجيب و غريب به جهت مصالح و حكم به روى كار آمد و حكمهاى ابداعى كردند كه عقل در آن حيران بود . از آن جمله اينكه سجده به عبارت زمينبوس براى پادشاهان لازم است ، ديگر شراب اگر به جهت رفاهيت بدنى به طريق اهل حكمت بخورند و فتنه و فسادى از آن نزايد مباح باشد ، به خلاف مستى مفرط و اجتماع و غوغا كه اگر اينچنين مىيافتند سياست بليغ مىفرمودند و از براى رعايت عدالت دوكان شرابفروشى بر دربار به اهتمام خاتون دربان كه در اصل از نسل خمّار است برپا كرده نرخى معين نهادند تا هركسى كه براى علاج بيمارى ابتياع خمر نمايد نام خود را از پدر و جد از مشرف بنويساند آنگاه ببرد و مردم به اين حيله به لباس اسامى مىنويسانيدند و مىبردند كه تحقيق مىكرد و دوكانى براى مستان واشد . مىگفتند كه لحم خنزير نيز از اجزاى تركيب آن خمر بود ، و الله اعلم و با وجود آن احتياط فتنهها و فسادها سر برمىزد و هرچند جمعى را هر روز عقوبت و ايذا مىكردند ، نتيجهيى بر آن مترتب نمىشد و از قبيل كجدار و مريز بود . ديگر فواحش ممالك محروسه كه در پاىتخت جمع شده از حد حصر و عد افزون بودند ، از شهر بيرون آبادان ساختند و آن را شيطان پوره ناميدند و آنجا نيز محافظى و داروغهيى و مشرفى نصب كردند تا هركه به آن جماعت
منتخب التواريخ ( فارسى ) — صفحة 210
مساهمون: توفيق سبحانى
ص٢١٠