فرنگيان جرأت نكردند و او را از غيرت همراه فقيرى چند ديگر در بكر فرستاده تا همانجا درگذشتند و همچنين خيلى از مشايخ فقرا را به جاها فرستادند و اكثرى را به قندهار فرستاده اسبان طلبيدند و در اين ايام جماعتى را كه مريد مىگرفتند و الهيان مشهور بودند و تزريقات و حشويات مىگفتند گرفته آوردند . چون پرسيدند كه از اين خرافات توبه كنيد ، مىگفتند توبه داه ماست و همچنين شريعت و دين اسلام و روزه را جدا جدا به اختراع نام مانده بودند . فرمودند تا به بكر و قندهار برده سوداگران كرّههاى تركىنژاد عوض آنها آوردند و نبيرههاى شيخ ادهن را از كبار مشايخ جونپور به اهل و عيال طلبيده به اجمير فرستاده وظيفه مقرر ساختند و يك دو سه از آنها درگذشتند و بعضى تا الحال به عسرت مىگذرانند و همچنين شيخ حسين نبيرهء حضرت خواجه معين الدين - قدس الله سره - را كه تسليم خاطرخواه نمىكرد و بعد از اخراج به مكّهء معظمه و آمدن او از آنجا در فتحپور و به همان دستور سابق كورنش به استغنا نمودن و اداى بىاخلاصى از او فهميدن در بكر فرستادند تا در سال هزار و دو نظام الدين احمد به تقريب طلب التماس قاضى فتحپورى از بكر و شيخ كمال بيابانى نام او را هم مذكور ساخت و همه را طلبيده ، از آن روى كه زمينبوس به جا آوردند ، حاضر ضمان طلب داشته حكم خلاص فرمودند ، اما كمال بيابانى كه قلابهاى او را در حبسخانهء بكر نسبت با خان خانان برآوردند و در رنتهنبور فرستادند و شيخ حسين را باز حكم مدد معاش در بكر فرموده نامزد همانجا ساختند ، چنانچه از اين پيشتر مذكور شود ، ان شاء الله تعالى .
و در نهم محرم سنهء تسعين و تسعمائة ( 990 ) اعظم خان از بنگاله آمد و شبى در اثناى محاوره به او گفتند كه ما دلايل قطعى بر حقيّت تناسخ يافتهايم . شيخ ابو الفضل خاطرنشان شما خواهد كرد . او هم قبول نمود و چندى از امراى نامدار را كه در لشكر كابل نبودند همراه ساخته براى دفع معصوم كابلى نامزد گردانيدند .
و پانزدهم شهر صفر بين سال تحويل نوروز و شروع در سال بيست و هشتم از جلوس روى داد .
قلم عامل نيسان چو درآيد به عمل * در تحويل صدف كرد ز تاريخ حمل
و آيينبندى هر دو ديوانخانهء خاص و عام به انواع قماشهاى لطيف فرموده